ضرورت بازاندیشی در تلقی مرسوم از مبنای مشارکت مردم (مطالعة تطبیقی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقها)
نویسندگان
1 استادیار گروه حقوق عمومی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال، تهران، ایران.
doi
10.22091/cpl.2024.10383.1011چکیده
ساحت معرفتی مشارکت، پیشینهای به دیرینگی نخستین جدالهای اندیشه و عمل بر سر جایگاه و نقش و قدرت تأثیرگذاری مردم در سطح مناسبات حکمرانی دارد. با نگاهی به تبارشناسی مفهوم مشارکت و با تمرکز بر اندیشههای دوران کهن و همچنین تأمل در پژوهشها و دستاوردهای نیم سده اخیر در غرب، دلایل توجیهی و قطعی بسیاری در جهت «حقپنداری» مشارکت اقامه و مطرح میشود که بخش مهمی از این ادعاها امروزه در اسناد و متون حقوقی داخلی و جهانی در عرصه حقوق عمومی جای گرفته و چهرهای منصوص و بیتغییر یا مقاوم در برابر هرگونه بازنگری به خود گرفته است. پژوهش حاضر با وجود ضریب تأثیر تلقی حقانی از مبنای مشارکت مردم در متن قوانین اساسی و اسناد جهانی در نظر دارد که با رویکردی تطبیقی و با روش توصیفی- تحلیلی ضرورت بازاندیشی در تلقی مرسوم از مبانی مشارکت مردم در گذار به «تکلیف پنداری» آن، از دریچه تعین بخشی به اعلامیه جهانی تکالیف بشری تأکید نماید.