جایگاه همکاری های اجتماعی در تحقق جامعه مطلوب اسلامی بر مبنای قاعده تعاون
نویسندگان
1 استادیار گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 عضو هیات علمی گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
3 استادیار گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
doi
چکیده
پرسش محوری پژوهش حاضر این است که قاعده تعاون از چه طریقی میتواند منجر به تقویت همکاریهای اجتماعی و رسیدن به جامعه مطلوب اسلامی منجر شود؟ با مبنا قرار دادن فقه اجتماعی، نتایج پژوهش نشان داده است که قاعده تعاون در گسترش فرهنگ مشارکت عمومی، نهادسازی در عرصه اجتماعی، مسؤولیتپذیر کردن شهروندان و ترویج حس نوعدوستی و همکاری اجتماعی در امور خیریه نقش مهمی ایفا مینماید. جلوه عینی قاعده تعاون، تشکیل نهادهای مدنی در چارچوب قانون اساسی و اصل 26 قانون اساسی، شوراهای اسلامی و بهرهگیری از تعامل مردم و آمادگی مردمی برای مقابله با بحرانهای سیاسی و اجتماعی است. همچنین قاعده مزبور در جمهوری اسلامی ایران میتواند به مردمیسازی حکمرانی متعالی بر مبنای نقشآفرینی مردم در عرصههای مختلف و کمک به تحقق اهداف نظام اسلامی منجر شود. قانون اساسی و رویکرد امام خمینی (ره)، نیز حامی مشارکت نهادی و همگانی مردم در امور سیاسی و اجتماعی است. جلوه اجتماعی همکاری بر مبنای تعاون، اخوت و برادری و جلوه سیاسی آن در حمایت از احزاب و نهادهای سیاسی مردممحور تجلی پیدا میکند. در مقاله حاضر از روش توصیفی و تحلیلی و ابزار کتابخانهای استفاده شده و چارچوبنظری تحقیق نیز فقه اجتماعی است که در اینجا ناظر بر عملیاتی کردن قاعده تعاون در عرصه همکاری اجتماعی است.