تحولات احزاب کارگری در ایران پس از انقلاب و جایگاه آن در سیاست گذاری جمهوری اسلامی ایران
نویسندگان
1 استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی- دانشگاه تهران،تهران، ایران
2 استادیار ، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 دانشجوی دکتری، رشته علوم سیاسی، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
4 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی،تهران، ایران
doi
چکیده
این پژوهش به بررسی نقش احزاب کارگری در ایران پس از انقلاب اسلامی و تأثیر آنها بر سیاستگذاری جمهوری اسلامی میپردازد. سؤال اصلی پژوهش این است که آیا احزاب کارگری توانستهاند تغییری در سیاستهای حکومتی ایجاد کنند؟فرضیه تحقیق بیان میدارد که علیرغم تأثیر اولیه احزاب کارگری در سالهای ابتدایی انقلاب، محدودیتهای قانونی، نظارتی و ساختاری باعث تضعیف نقش آنها در سیاستگذاری شده است. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. دادهها از طریق مطالعه اسنادی و کتابخانهای گردآوری شده و برای تحلیل روابط علت و معلولی از چارچوب نظری تحلیل رفتاری استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان میدهد که در سال های اولیه پس از انقلاب، احزاب کارگری از طریق فعالیت های صنفی بر تصمیمات حکومتی تأثیرگذار بودند، اما بهتدریج با برطرف نشدن خواسته های تشکلهای مستقل بصورت کافی، نقش آن ها کاهش یافته است. با این حال، در سال های اخیر فضای جدیدی برای کنشگری کارگری از طریق شبکههای اجتماعی و مطالبات صنفی شکل گرفته است. این پژوهش بر ضرورت بازنگری در قوانین مرتبط با فعالیتهای صنفی تأکید دارد و پیشنهاد میدهد که اصلاحات ساختاری برای تقویت نقش احزاب کارگری در فرآیند سیاستگذاری انجام شود.