برساخت پدیدۀ نابرابری اجتماعی-سیاسی در استان کردستان

نویسندگان

1 دانشیار گروه جامعه‌شناسی، دانشکدۀ علوم ‌اجتماعی، دانشگاه تهران

2 دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی فرهنگی، پردیس البرز دانشگاه تهران

3 استاد گروه جامعه‌شناسی، دانشکدۀ علوم ‌اجتماعی، دانشگاه تهران

4 دانشیار گروه جامعه‌شناسی، دانشکدۀ علوم ‌اجتماعی، دانشگاه تهران

5 دانشیار گروه جامعه‌شناسی، دانشکدۀ علوم ‌اجتماعی، دانشگاه تهران

doi
10.22059/jrd.2021.331083.668674
چکیده

مقالۀ حاضر در پی بازنمایی درک و تجربۀ نخبگان از نابرابری اجتماعی-سیاسی در استان کردستان و تصوری است که از شرایط ‌علی، ‌زمینه‌ای، مداخله‌گر، سازوکارها و پیامدهای آن دارند. در این مقاله با بهره‌گیری از رویکرد کیفی و روش گرانددتئوری و نیز بهره‌گیری از تکنیک مصاحبۀ عمیق و نیمه‌ساختاریافته، به جمع‌آوری داده‌های کیفی پرداخته شد. برای این منظور، با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند و معیار اشباع نظری، با 20 نفر از کنشگران کرد اهل‌سنت شامل چهار طیف نمایندگان مجلس، مدیران، فعالان فرهنگی و اعضای هیئت‌علمی مصاحبه شد. یافته‌ها به کمک رویکرد استراوس و کوربین در سه مرحلۀ کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل و تبیین شدند. سپس با استناد به نظرات پاسخگویان، در شش مقولۀ اصلی پژوهش شامل تعریف در سه مقولۀ هسته‌ای و نه زیرمقوله، شرایط‌ علی در سه مقولۀ هسته‌ای و هفت زیرمقوله، شرایط‌ زمینه‌ای در سه مقولۀ هسته‌ای و ده زیرمقوله، شرایط‌ مداخله‌گر در دو مقولۀ هسته‌ای و هفت زیرمقوله، سازوکار در سه مقولۀ هسته‌ای و هفت زیرمقوله، و پیامدها در سه مقولۀ هسته‌ای و دوازده زیرمقوله استخراج شدند. در پایان نیز مدل پارادیمی ارائه شده است که گویای تأثیر تعریف بر شرایط علی، زمینه‌ای و مداخله‌گر و نیز تأثیر مستقیم شرایط‌ علی روی پدیدۀ نابرابری و تأثیر غیرمستقیم شرایط‌ زمینه‌ای و شرایط‌ مداخله‌گر بر شرایط‌ علی و سازوکارها از یک سو و تأثیر غیرمستقیم شرایط ‌زمینه‌ای و شرایط مداخله‌گر روی پدیدۀ نابرابری اجتماعی-سیاسی است. همچنین طبق یافته‌های نهایی، پدیدۀ نابرابری اجتماعی-سیاسی، محصول انتخاب کردهای اهل‌سنت در استان کردستان نیست، بلکه به‌واسطة مقوله‌های گفته‌شده برساخت شده است.