جریانشناسی فکری- سیاسی تصوف در افغانستان
نویسندگان
1 استادیار مطالعات منطقهای، دانشگاه تهران
2 کارشناسی ارشد علوم سیاسی، دانشگاه تهران
doi
10.22059/jcep.2015.56849چکیده
فرقههای تصوف در افغانستان کمتر از منظر جایگاه سیاسی آن مورد توجه قرار گرفتهاند. این نوشتار به دنبال تبیین و تحلیل سلسلههایی از تصوف در افغانستان است که از عمارت خانقاه بیرون آمدهاند، وارد عرصه سیاست و قدرت شدهاند و جریانهای فکری-سیاسی خاصی را پدید آوردهاند. با توجه به حضور سه فرقه نقشبندیه، قادریه و اسماعیلیه در فضای صوفیگری و باطنیگری افغانستان، بحث جریانشناسی فکری- سیاسی تصوف در سلسله نقشبندیه را میتوان منتهی به جریانی دانست که خاندان مجددی رهبری معنوی و سیاسی آن را بر عهده داشته و سازمان سیاسی آن «جبهه ملی نجات» است؛ سلسله قادریه را میتوان جریانی دانست که خانواده گیلانی در آن پیر طریقت و زعیم سیاست شناخته میشود و «حزب محاذ ملی اسلامی» پایگاه سازمانی آن است. فرقه اسماعیلیه که به دلیل مشرب صوفیگرایانهاش در زمره متصوفه قرار گرفته، به جریانی کوچک اما منسجم ختم میشود که رهبری آن را خاندان سادات نادری برعهده دارد و «حزب پیوند ملی» به عنوان بازوی سیاسی آن عمل میکند.