مطالعه تطبیقی مبانی نظری تأسیس دولتهای لیبرال و نظرات جان رالز
نویسندگان
1 استادیار حقوق عمومی، عضو هیئت علمی دانشگاه پیام نور.
2 دانشجو دکتری حقوق عمومی، دانشکده حقوق دانشگاه قم.
doi
10.22091/cpl.2024.9991.1008چکیده
گفتمان و نظریههای دولت ازجمله مباحث مهم حوزه حقوق عمومی است. دولتهای لیبرال و مشروطه مدرن فارغ از تفاوتهای نظری و بعضاً عملکردی بهعنوان یکی از نظریههای دولت در ذات و اساس خود دارای اشتراکاتی میباشند. ازجملة این مؤلفههای مشترک؛ آزادی، برابری و بیطرفی دولت است. تفاوت درک و فهم نظریهپردازان در ماهیت این مؤلفهها و ارتباط آنها با هم قابل توجیهترین دلیل شکلگیری انواع دولتهای لیبرال و مشروطه مدرن در قلمرو کلی این مؤلفهها است. این نوشتار که با روش توصیفی-تحلیلی نگاشته شده، حاکی از آن است که تفاوت مکاتب لیبرالیستی ریشه در نوع نگاه به مؤلفه «آزادی» و ارتباط آن با دیگر مؤلفهها دارد؛ بهطوریکه بر اساس اولویت کمیت و میزان برخورداری انسانهای بیشتر از آزادیهای بنیادین یا اولویت کیفیت برخورداری مردم از این آزادیها، مؤلفههای دیگر ازجمله برابری و بیطرفی دولت ماهیت و کارکرد متفاوتی پیدا میکنند. میتوان گفت شکلگیری دو مکتب لیبرالیسم کلاسیک و لیبرالیسم برابریخواه ناشی از همین امر است. جان رالز با بنا نهادن دو اصل عدالت؛ آزادی و ارزش آزادی را از هم متمایز کرد. ایشان صرف برخورداری از آزادی، بدون در نظر گرفتن کمیت و کیفیت برخورداری مردم از آزادی را رد میکند. رالز ارزش آزادی را به برخورداری برابر همه مردم از آن تعبیر کرد و نظرات او از مؤلفههای برابری و بیطرفی دولت در راستای حفظ ارزش آزادی و برخورداری میزان بیشتری از مردم از این آزادیها است.