مدل‌یابی خط مشی گذاری فرهنگی پدیده حاشیه نشینی در اهواز

نویسندگان

1 دانشیار گروه جامعه شناسی ،دانشکده ادبیات و علوم انسانی ،دانشگاه خوارزمی

2 دانشجوی دکتری جامعه شناسی ،گرایش سیاستگذاری فرهنگی ،دانشکده ادبیات و علوم انسانی ،دانشگاه خوارزمی

doi
10.22059/jrd.2022.334052.668694
چکیده

حاشیه‌نشینی به‌عنوان ابرچالش اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و حتی سیاسی کشور دارای ابعادی پیچیده و متداخل است که متمرکزشدن بر بعد فرهنگی آن به شناخت و مداقۀ مضاعف و جامع نیاز دارد. پژوهش حاضر با تمرکز بر پدیدۀ حاشیه‌نشینی در خوزستان، به‌عنوان یکی از پرچالش‌ترین استان‌های کشور، سعی دارد تا با شناخت عمق و زوایای پنهان و آشکار این پدیده، برمبنای ارزیابی سیاست‌های گذشته، اعمال دیدگاه‌های ذی‌نفعان و مطلعان محلی، مقتضیات میدان و مقوله‌های تأثیرگذار بر ساحت حاشیه‌نشینان را شناسایی و مدل خط‌مشی‌گذاری متناسب با اقتضائات آن را طراحی کند. در این پژوهش از روش کیفی مبتنی بر رویکرد نظریۀ داده‌بنیاد استفاده شده است. جامعۀ مورد مطالعه، محله‌های حاشیه‌نشین (ملاشیه، عین دو، سیاحی، حصیرآباد و زویه) شهر اهواز بود و روش جمع‌آوری داده‌ها، از طریق مصاحبه با چهل نفر از مطلعان محلی و مدیران اجرایی مرتبط انجام شد. یافته‌های پژوهش (ویژگی‌های اصلی حاشیه‌نشینی در محله‌های هدف) شامل بی‌اعتمادی نهادی، احساس تبعیض مضاعف، عادت‌وارۀ دوگانۀ شهری و روستایی، محرومیت نسبی ادراک‌شده، تحولات بنیادی منطقه، سرمایۀ اجتماعی درون‌گروهی (زیست کلونی)، نارضایتی عمومی، انباشتگی مشکلات کالبدی، فقر فرهنگی، درهم‌تنیدگی حاشیه‌نشینی و قومیت‌گرایی، تعارض منافع ذی‌نفعان، دولت‌محوربودن توقعات و انتظارات و واگرایی مذهبی است که ساحت حاشیه‌نشینان در شهرستان اهواز را تشکیل داده و درنهایت در سه بعد پارادایمی شرایطی-ایجابی، کنش/تعامل و پیامدی ترسیم شده است. مطابق با مختصات اجتماعی و فرهنگی، و کالبدی احصاشده، مدل خط‌مشی‌گذاری اقتضایی-فراگردی-تعاملی سیال با محوریت اقتضائات محلی، نظرات ذی‌نفعان و تعامل‌گرا (فرایندی) ارائه شد. مدل طراحی‌شده، بر اشتراکات فرهنگی، مطالبات ذی‌نفعان، تعامل بین ذی‌نفعان و مدیران و متمرکز بر اقتضائات محیطی استوار شده است.