نقشآفرینی بلدیه در میدان سیاستگذاری اجتماعی شهری در ایران؛ از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی
نویسندگان
1 دانشجوی دوره دکتری رفاه اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبائی
2 استاد گروه تعاون و رفاه اجتماعی، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی
3 دانشیار گروه تعاون و رفاه اجتماعی، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی
doi
10.22059/jrd.2021.326006.668658چکیده
این مقاله در تلاش است جایگاه بلدیه در میدان سیاستگذاری اجتماعی شهری در ایران بر اساس اسناد قانونی بالادستی و مصوبات مربوطه را توضیح دهد. همزمان با انقلاب مشروطه و با روی کار آمدن مجلس شورای ملی در سال 1286 ه.ش که زمینهساز ظهور دولت مدرن در ایران است، بازیگران حاکمیتی در سطح شهر نیز نقش جدیدی را تقبل میکنند. شهرداریها به بازیگر اصلی در کمک به دولت به منظور تامین رفاه گروههای اجتماعی آسیبپذیر تبدیل شده و خدمات رفاهی مختلفی را به این گروهها ارائه میدهند و نوعی شهرداری ترمیمی متولد میشود. در مقاله حاضر با تکیه بر روش تاریخی و تحلیل اسناد، سعی شده کلیه قوانین مربوط به شهرداریها طی دوره 70 ساله مشروطه تا انقلاب اسلامی بررسی و مضامین مربوط به تامین رفاه شهروندان و گروههای اجتماعی، کشف و استخراج گردد. یافتهها حاکیست که ابتدا شهرداریها به عنوان یک بازیگر ترمیمی حداقلی در حوزه تامین رفاه شهروندان نقش ایفا میکردند اما با استقرار دولت توسعهگرای مدرن، گروههای اجتماعی متنوعی به هدف سیاستگذاری شهرداریها تبدیل شدند و تامین خدمات رفاهی متنوعتری توسط این نهاد انجام شد. تشدید روند توسعه و مهاجرت گسترده به شهرها و شکلگیری طبقه فرودستان شهری، سیاستگذاری اجتماعی «کاهش فقر شهری» را پیچیدهتر کرد و نقش شهرداریها را پررنگتر نمود. با این اوصاف، شهرداری به یکی از مهمترین موانع نهادی موجود بر سر راه کاهش فقر شهری تبدیل شد و گروههای اجتماعی درگیر در اقتصاد غیررسمی شهر تحت عنوان دستفروشان و دورهگردها را تا حدودی از چرخه زندگی شهری حذف کرد.