سنجش مفهوم توسعه روستایی با تأکید بر دیدگاه روستاییان (مورد مطالعه: شهرستان دماوند)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه‌ریزی روستایی دانشگاه خوارزمی

2 دانشیار جغرافیا و برنامه‌ریزی روستایی دانشگاه خوارزمی

3 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه‌ریزی روستایی دانشگاه خوارزمی

doi
10.22059/jrd.2021.323066.668648
چکیده

توسعه مفهومی برای بیان مضامین عمیقی است که در طول تاریخ تحت عناوین دیگری دنبال ‌شده و فطرت کمال‌جوی انسان همواره در هر سطح، مرحله و مقطعی از تکامل فکری، اجتماعی و تاریخی خود و بر اساس سطح ادراک و شناخت و مبانی معرفت‌شناختی، هستی‌شناختی و انسان‌شناختی خویش به‌نوعی آن را تعریف، تنظیم و دنبال کرده است. بنابراین با این بینش، پژوهش پیشِ‌ِرو به دنبال یافتن مفهوم توسعه از نگاه مردم محلی بوده است. پژوهش حاضر در زمرۀ تحقیقات کاربردی و با توجه به ماهیت ترکیبی بودن روش تحقیق به‌صورت توأم، از نوع تحقیقات کیفی- کمی یا ترکیبی بوده است. مصاحبۀ عمیق و هدفمند با 48 نفر از 12 نقطۀ روستایی انجام و به‌منظور تکمیل اطلاعات،  بین 240 خانوار پرسشنامه توزیع شد. داده‌های تحقیق شامل متن مصاحبه‌ها، از طریق نرم‌افزار MAXQDA، به‌صورت واحدهای معنی تقسیم و سپس با فشرده‌سازی خلاصه شدند. درنهایت به‌منظور تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از مدل تاپسیس و روش تحلیل خوشه‌ای بهره گرفته شد. مفهوم توسعۀ روستایی در 5 مقولۀ اصلی شامل: زیربنایی، روبنایی، اجتماعی- نهادی، اقتصادی و محیطی دسته‌بندی شد. نتایج نشان داد که نوع نگاه اهالی روستاهای شهرستان دماوند به مفهوم توسعه، برگرفته از نیاز آنان بوده است. روستاهایی که در چارچوب مؤلفه‌های توسعه نیاز کمتری احساس می‌کردند، حد مطلوب توسعه را پایین‌تر عنوان کرده‌اند و در مقابل روستاهایی که در چارچوب مؤلفه‌های توسعه نیاز بیشتری احساس می‌کردند، حد مطلوب توسعه را بالاتر در نظر گرفتند. نتایج همچنین نشان داد، با توجه به اینکه در شاخص ترکیبی حد مطلوب توسعه، 693/0 است، می‌توان گفت که نواحی روستایی مورد مطالعه تا رسیدن به حد مطلوب توسعه فاصله زیادی دارند. درنهایت با استفاده از تحلیل خوشه‌ای روستاهای منطقه در 4 دسته خوشه‌بندی شدند که نتایج آن بیانگر نابرابری فضایی بین مناطق ازنظر شاخص‌های توسعه بوده است.