تحلیل چندبعدی موانع توسعه کارآفرینی گردشگری روستایی: مطالعه موردی شهرستان های اردل و کوهرنگ

نویسندگان

1 گروه کسب و کار جدید، دانشکده کارآفرینی، دانشگاه تهران، ایران

2 گروه کسب و کار جدید، دانشکده کارآفرینی، دانشگاه تهران، ایران

3 گروه جغرافیا و برنامه‌ریزی روستایی، دانشکده علوم جغرافیایی و برنامه‌ریزی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

doi
10.22059/jed.2025.395450.654526
چکیده

هدف:با توجه به نقش کارآفرینی گردشگری در توانمندسازی جوامع محلی در مناطق روستایی، این نوع کارآفرینی به عنوان یکی از ظرفیت‌های نوظهور در تنوع‌بخشی به اقتصاد روستایی، مورد توجه سیاست‌گذاران، پژوهشگران و ذینفعان صنعت گردشگری قرار گرفته است. با این حال، این حوزه با موانع متعددی مواجه است که توسعه آن را محدود کرده است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل نظام‌مند مهم‌ترین موانع توسعه کارآفرینی گردشگری در مناطق روستایی شهرستان‌های اردل و کوهرنگ (استان چهارمحال و بختیاری) انجام شد. تمرکز مطالعه بر تبیین و اولویت‌بندی موانع مؤثر در پنج بعد زیرساختی، اقتصادی-ساختاری، فردی، فقر و سالخوردگی، و سوگیری سرمایه‌های روستا به شهر است؛ به‌گونه‌ای که خروجی‌های آن بتواند مبنایی برای تصمیم‌سازی راهبردی و سیاست‌گذاری منطقه‌ای فراهم آورد.روش:این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی–تحلیلی است. داده‌ها با استفاده از ابزار پرسشنامه محقق‌ساخته گردآوری شد که روایی محتوایی آن توسط خبرگان حوزه کارآفرینی گردشگری و توسعه روستایی تأیید گردید. جامعه آماری تحقیق شامل فعالان بالقوه و بالفعل حوزه گردشگری در دو شهرستان هدف و همچنین کارشناسان و مدیران محلی مرتبط با توسعه گردشگری بود. نمونه‌گیری به روش طبقه بندی سهمیه ای انجام شد. برای تحلیل داده‌ها، از روش آماری تحلیل عاملی تأییدی (CFA) با استفاده از نرم‌افزار تخصصی AMOS بهره گرفته شد تا ساختار موانع شناسایی‌شده، از نظر آماری اعتبارسنجی و اولویت‌بندی گردد.یافته‌ها:نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که پنج بعد اصلی موانع توسعه کارآفرینی گردشگری روستایی در منطقه مورد مطالعه قابل استخراج و تأیید هستند. در این میان، موانع اقتصادی-ساختاری با بالاترین بار عاملی، به‌عنوان مهم‌ترین عامل بازدارنده شناسایی شد. محدودیت دسترسی به منابع مالی، ضعف حمایت‌های نهادی و سیاستی، نبود زیرساخت‌های آموزشی تخصصی و ناکارآمدی نهادهای محلی، به‌عنوان متغیرهای کلیدی این بعد برجسته شد. موانع زیرساختی نیز با بار عاملی بالا در رتبه دوم قرار گرفت که شامل ضعف در زیرساخت‌های فیزیکی، رفاهی، دیجیتال و حمل‌ونقل عمومی روستایی بود.در رتبه‌های بعدی، موانع فردی (مانند ضعف دانش کارآفرینانه، ریسک‌گریزی، مقاومت نسبت به پذیرش فناوری و همکاری‌گریزی)، سوگیری سرمایه‌های انسانی و مالی به سمت شهرها (که به مهاجرت، کاهش منابع انسانی متخصص و انتقال منابع مالی به شهرها انجامیده)، و نهایتاً فقر و سالخوردگی روستایی (که مانعی پنهان اما عمیق در توسعه کارآفرینی است)، به‌ترتیب اهمیت قرار گرفتند. نتیجه:پژوهش حاضر نشان داد که توسعه کارآفرینی گردشگری روستایی، فرایندی چندبعدی و وابسته به هماهنگی سیاستی، نهادی، فرهنگی و اقتصادی است. شناسایی دقیق و اولویت‌بندی موانع، به‌ویژه در مناطق دارای مزیت‌های طبیعی اما محروم از توسعه زیرساختی، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر برای طراحی مداخلات هدفمند محسوب می‌شود. از این رو، پیشنهاد می‌شود که سیاست‌گذاران توسعه روستایی در سطح محلی و ملی، با بهره‌گیری از یافته‌های این پژوهش، اقدام به بازطراحی سازوکارهای حمایت مالی، تقویت زیرساخت‌های ارتباطی و آموزشی، کاهش مهاجرت سرمایه انسانی، و توانمندسازی فرهنگی روستاییان برای مشارکت در کسب‌وکارهای گردشگری نمایند. همچنین، تدوین برنامه‌های توسعه منطقه‌ای مبتنی بر شاخص‌های پایداری، عدالت منطقه‌ای، و استفاده از ظرفیت زنان و جوانان روستایی، می‌تواند بستر بهتری برای شکوفایی کارآفرینی گردشگری در مناطق هدف فراهم سازد.

کلیدواژه‌ها