تبیین روابط ایران و جمهوری آذربایجان با رویکرد سازه انگاری
نویسندگان
1 دانشیار جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران
2 کارشناس ارشد جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران
3 کارشناس ارشد جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jcep.2014.52977چکیده
با فروپاشی اتحاد شوروی، نظام جغرافیای سیاسی و نیز ساختار معنایی حاکم بر منطقة آسیای مرکزی و قفقاز دچار دگرگونی شد. بنابراین ساختار، شرایط و بازیگران جدیدی در روابط ایران و قفقاز ظهور کردند. یکی از این کشورها جمهوری آذربایجان است. روابط بین ایران و این کشور از ابعاد بسیاری اهمیت دارد. در این مدت، شاهد روابط در سطح پایین، عادی و گاه رو به تعارض و آشفتگی بودهایم. روابط خارجی دو کشور را میتوان از زاویة نظریههای گوناگون مورد بررسی قرار داد. یکی از این نظریهها، دیدگاه سازهانگاری است. انتظار میرفت که بعد از استقلال جمهوری آذربایجان سطح بالای همکاریها را بین دو کشور داشته باشیم. با درنظر گرفتن مفاهیم سازهانگاری، سؤال اصلی نوشتار این است که از این دیدگاه، چه عواملی بیشتر بر سردی روابط ایران و جمهوری آذربایجان اثرگذار بوده است؟ یافتههای نوشتار با استفاده از روش تحقیق توصیفی- تحلیلی نشانگر این است که روابط دو کشور ایران و جمهوری آذربایجان از عوامل ژئوپلیتیکی دو کشور تأثیر چندانی نمیپذیرد. از سوی دیگر با توجه به رویکرد سازهانگاری روابط دو کشور تحت تأثیر سازههای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی قرار دارد و این سازهها در روابط دوجانبه بهصورت واگرا عمل میکنند.