جایگاه قوهقضاییه در پیشگیری از جرم (با تاکید بر مسئولیت کیفری مقامات مافوق)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری حقوق کیفری و جرم شناسی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد چالوس
2 استاد یار و عضو هیات علمی گروه حقوق دانشگاه آزاد اسلامی، واحد چالوس
3 استاد یار و عضو هیات علمی گروه حقوق دانشگاه آزاد اسلامی، واحد چالوس
doi
چکیده
عموماً فرض بر این است که قوهقضاییه به عنوان یکی از قوای سهگانه صرفاً وظیفه پسینی دارد. یعنی آنکه بایستی در بطن و متن جامعه اتفاقاتی رخ داده باشد و اختلافی ایجاد شده باشد و سپس طرفین نزاع برای حصول به عدالت و از جهت دادخواهی به قوهقضاییه مراجعه کنند، و از این مرحله به بعد است که کارکرد این قوه آغاز میگردد. اما سوای از ختم مخاصمه بین طرفین نزاع به نظر میرسد که این قوه میتواند و بلکه باید کارکردهای پیشینی نیز داشته باشد. یعنی مجموعه وظایفی که قبل از وقوع جرم و یا ایجاد اختلاف برای این قوه قابل تصور است. از همین رو، پرسش اصلی این مقاله این است که جایگاه قوهقضاییه جمهوری اسلامی ایران در پیشگیری از جرم چیست؟ فرضیه مقاله بر آن بوده که با توجه به نقشی که قانوناساسی برای این نهاد قائل شده، کارکردها و وظایف قوهقضاییه قابل تفکیک به مجموعههای پسینی (اجرای عدالت) و پیشینی (پیشگیری از جرم و ایجاد اختلاف بین افراد) است، و با توجه به آنها میتوان برای این قوه وظایفی پیشینی را بر شمرد. یافتههای تحقیق نشان داده که بهرغم اینکه قوهقضاییه طیفی از وظایف پیشگیرانه دارد که انجام آنها شرط مهمی برای دستیابی به یک جامعه سالم و عادلانه است؛ ولی عدم اتخاذ رویکردی منسجم، از یک سو، و موازیکاری و عدم هماهنگی نهادی، از سویی دیگر، مانع از حصول نتایج مطلوب شده است. رویکرد تحقیق توصیفی-تحلیلی و شیوه جمع آوری دادهها کتابخانهای و اسنادی بوده است.