نقش تفکر حزبی شخصیت‌محور نخبگان حزبی بر کارآمدی احزاب سیاسی ( مطالعه موردی حزب اعتماد ملی 1384تا1392)

نویسندگان

1 استادیار و عضو هیئت‌علمی، گروه علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی، تهران، ایران

2 دانشجوی دکترای جامعه‌شناسی سیاسی، گروه علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی، تهران، ایران

doi
چکیده

تفکر و عمل نخبگان سیاسی ‌خصوصاً در احزاب ایرانی را نباید صاحب نقش انحصاری و دارای اراده مطلق در تصمیمات و نه آنکه بی‌اختیار و مطلق تابع شرایط محیطی‌ دانست، بلکه باید آنان را به‌عنوان عاملی در کنار دیگر متغیرهای تأثیرگذار سیستمی، محیطی، عملیاتی و روان‌شناختی بر فرایند تصمیم‌گیری و تدوین امر سیاسی در جهت کارآمدی حزب به شیوه مستقیم و غیرمستقیم همواره مؤثر دانست؛ به‌همین‌منظور پژوهش با طرح این پرسش‌که نقش تفکرحزبی شخصیت‌محور حاکم بر نخبگان تا چه میزان در کارآمدی احزاب سیاسی (حزب اعتماد ملی 1384تا1392) مؤثر بوده است؟ به نظر می‌رسد که نقش تفکر حزبی شخصیت ‌محور نخبگان حزبی در دوره اول(1384_1388) با توجه‌به حضور مؤثر و فعال دبیرکل نشان از کارآمدی و اثرگذاری مستقیم و حضور حداکثری حزب دارد، اما در دوره دوم (1388_1392) به ‌دلیل مسئله حصر دبیرکل با اثرگذاری غیرمستقیم مواجه بوده است؛ لذا موضوع از این‌جهت ضرورت و اهمیت می‌یابد که نخبگان با احاطه بر تخصص خود و با هر گرایش فکری شرایط محیطی بر آنان نیز بی‌تأثیر نیست و تصمیمات"من‌فردی‌نخبه" با منطق تصمیم‌گیری، عقلانیت و انتخاب در جهت تحقق اهداف (فرد_ محیط) ارتباط چندسویه دارد؛ به‌همین‌منظور پژوهش با درنظرگرفتن شیوه داده‌بنیاد به کدگذاری مؤلفه‌های کسب شده از داده‌های میدانی و به ‌توسعه دانش در حیطه موضوع پرداخته و باتوجه‌به حساسیت و سیال بودن موضوع، با گردآوری مجموعه اطلاعات ضروری، به توصیف، تجزیه، تحلیل و استنباط روابط داده‌های مزبور پرداخته و در پایان پیشنهاداتی را ارائه می‌دهد.