بازسازی و توسعۀ محلی پس از سوانح: برخی چالشها در مناطق زلزله زدۀ استان کرمانشاه
نویسندگان
1 دانشیار گروه توسعه و سیاست گذاری اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
2 استادیار گروه آموزشی توسعه و سیاستگذاری اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
3 مشاور آزاد برنامهریزی شهری و منطقهای
4 استادیار گروه توسعه و سیاستگذاری اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jrd.2021.320564.668639چکیده
در این مقاله، برخی چالش های مهم بازسازی مناطق زلزله زدۀ استان کرمانشاه تحلیل می شود. تأکید مقاله بر مستندسازی دیدگاه های ساکنان مناطق زلزله زده و مسئوالن بازسازی است. صرفِ نظر از بررسی گزارش های نهادهای فعال در منطقه و آمارهای مربوط به بازسازی، فعالیت های میدانی شامل مشاهده های مستمر، مصاحبه های نیمه ساختاریافته و بحث های متمرکز با گروه های مختلف جمعیتی در دو شهرستان سرپل ذهاب و ثالث باباجانی (چند محلۀ شهری و 14 روستا) در چند مقطع زمانی و مراحل گوناگون فرایند بازسازی (از اسفند 1969 تا فروردین 1962) انجام شده است. یافته ها حاکی از بروز شماری از چالش ها به دلیل عدم درس آموزی از گذشته و نداشتن برنامۀ مشخص برای بازسازی است. برخی از مهم ترین آن ها عبارتنداز: ساختار ناکارآمد ارتباط میان مسئوالن و ساکنان و آگاهی ناقص به رهبران از فرایند بازسازی و دریافت تسهیالت، مشارکت ناکافی ساکنان، فقدان سازوکار مشخص برای مدیریت و توزیع کمک های مردمی و شکل گیری فرهنگ توقع و انتظار در کنار کم توجهی به بازسازی روانی و توانمندسازی اجتماعی و اقتصادی. بالا رفتن اجاره بهای مسکن، افزایش هزینه های ساخت وساز و عدم کفاف وام های بازسازی مسکن، خلف وعدۀ برخی از پیمانکاران، دسترسی ناکافی به مهندسان ناظر و نیز تداوم کانکس نشینی و عدم تمایل به بازگشت به خانه از دیگر مشکلات بازسازی هستند. از اینرو، باوجود تلاش ها و صرف هزینه های زیاد از سوی نهادهای بخش عمومی، نارضایتی ها در میان بهره بران دیده می شود