تأثیر جمعیت علمای اسلام در پاکستان بر طالبان در افغانستان

نویسندگان

1 کارشناس ارشد علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد

2 استادیار علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد

doi
10.22059/jcep.2014.51758
چکیده

ظهور طالبان در سال 1994 یکی از پدیده­های مهم در تاریخ سیاسی معاصر افغانستان، آسیای جنوب غربی، خاورمیانه و جهان اسلام است. طالبان که نخست منادی وحدت و پاکسازی کشور از حاکمان محلی خودکامه، برچیدن گروه­های خودسر و ایجاد نظم و ثبات در افغانستان بود پس از کسب پیروزی­های اولیه، هدف خود را ایجاد نظامی مبتنی بر شریعت و سنت اعلام کرد. این گروه در مدت کوتاهی توانست بیشتر مناطق افغانستان را تصرف و در کابل امارت اسلامی ایجاد کند. طالبان پس از کسب قدرت، مجموعه­ای از قوانین و اقدام‌های افراطی را به اجرا گذاشت. پرسش اصلی این نوشتار معطوف به شناخت مهم­ترین عوامل تأثیرگذار در شکل­گیری اندیشه و عمل طالبان در افغانستان است. در به قدرت رسیدن طالبان شرایط داخلی افغانستان مؤثر بوده است؛ اما با توجه به نبود پیشینه­ عمیق و قدرتمندی از اندیشه­ها و گروه­های بنیادگرا در این کشور، پژوهشگران بیشتر به بررسی نقش دولت‌های خارجی در شکل­گیری طالبان و دستیابی آن به قدرت پرداخته­اند. اما فرضیۀ اصلی این نوشتار آن است که جمعیت‌ علمای اسلام در پاکستان از راه مدرسه‌ها و آموزش‌های مذهبی خود بیشترین تأثیر را بر شکل­گیری، اندیشه، مواضع و اقدام‌های طالبان در افغانستان داشته است.