مبانی فقهی و تاریخی دار الموادعه: بازنگری در روابط دولت اسلامی با ملل غیر مسلمان
نویسندگان
1 دانشیار، گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jjfil.2024.376432.669681چکیده
بهرغم نظریه فقهی تقسیم جهان به دارالحرب ودار الاسلام، بررسی مبانی حقوق بشر اسلامی و منابع تاریخی نشان میدهد منطقه سومی هم وجود دارد که میتوان آن را «دارالموادعه» خواند. به تعریفی دارالموادعه به سرزمین یا کشوری گفته میشود که مردم آن، با دولت اسلامی (دار الاسلام) قرارداد متارکه موقت جنگ برقرار کرده و طرفین به آن متعهد بوده باشند. در حقیقت اسلام ملل غیرمسلمانی را که با مسلمانان معاهده یا پیمانی بر اساس شرایط موردتوافق طرفین قرارداد بستهاند، بهطور محدود و مشروط به رسمیت میشناسد و بر نظام اسلامی واجب است تا از آنها حمایت کند. در پژوهش حاضر بر آنیم تا بر اساس روش تاریخی-تحلیلی و با استناد به قرآن و متون فقهی اهل سنت و شیعه و نیز منابع تاریخی، ضمن بررسی دارالموادعه و ویژگیهای مربوط به آن ازجمله شرایط انعقاد موادعه و زمان و چگونگی آن به این مسئله بپردازیم که تا چه میزان نظریه تقسیم جهان به دارالحرب و دارالاسلام با اصول و مبانی قرآنی، فقهی و تاریخی سازگاری دارد. هدف از تحقیق پاسخگویی به شبهاتی است که امروزه بهویژه شرق شناسان با استناد به تقسیمبندی یادشده میکوشند تا چنین وانمود کنند اسلام همه سرزمینهای غیر اسلامی را منطقه جنگی میداند و تا انقیاد و سلطه بر آنان همواره در فکر تهاجم به آنهاست. یافتههای تحقیق نشان میدهد نظریه برخی از فقهای متقدم در این خصوص نظریهای ناقص و با مبانی تاریخی و فقهی سازگاری چندانی ندارد و میتوان نظریه دیگری با عنوان دارالمعاهده را به آن دو حوزه افزود.