بررسی جایگاه متن اجتماعی در شکلگیری اندیشه ملاصدرا و آیت الله طالقانی درباره زنان
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه مفید، قم، ایران
2 استادیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه مفید، قم، ایران (نویسنده مسئول)
doi
چکیده
موضوع پژوهش حاضر بررسی نقش بسترهای اجتماعی تاثیرگذار بر نظریات دو اندیشمند اسلامی مهم یکی ملاصدرا ودوم آیتالله طالقانی پیرامون زنان میباشد. ملاصدرا که در عصر صفویه زیسته است، حکمت متعالیه را که مزیّن به شواهد شرع و بصائر عقل بوده و از اهمیت ویژهای در میان سایر نظامهای فلسفی برخوردار میباشد، بسط داده است؛ طالقانی که شاهد بسیاری از تحولات ایران معاصر از جمله تشکیل دولت-ملت در آغاز قرن بیستم و پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 است، تغییرات بنیادین سیاسی و اجتماعی را که بدون شک در وضعیت زنان تاثیرات بیبدیلی ایجاد نمودهاند، را به چشم دیده است. سوال این پژوهش این است که چگونه بسترهای اجتماعی متفاوت برخاسته از شرایط زمانه، اندیشه دو متفکر را در این مقوله شکل دادهاند؟ نتیجه پژوهش ضمن تایید رابطه علی و معلولی بین دو مولفه مذکور، یعنی بازتاب شرایط اجتماعی در شکلگیری اندیشه هر دو متفکر، بر این مسئله صحه میگذارد که اصولا مفاهیم جنسیتی و تلاش برای شناسایی حقوق برابر اجتماعی و سیاسی برای زنان، حاصل تحولات بسیار متاخر در دوران مدرن است. به همین دلیل است که این مقولات با دقت و توضیح ویژهای در افکار طالقانی منعکس شدهاند، در حالی که در نزد صدرا، مقوله زنان بدون اینکه به طور مستقل به آن پرداخته شود، از حیث فلسفه نظری و متصل به مباحث ماهوی و طبیعی انسان در بعد کلی آن مطرح شده است. این مقاله با جمعآوری منابع کتابخانهای به شیوه توصیفی و تحلیلی به ارائه داده ها و تجزیه و تحلیل آنها پرداخته است.