برساخت اجتماعی پدیدة کولبری در مناطق مرزی غرب ایران (واکاوی زیست جهان انتقادی کنشگران محلی در شهرستان بانه)
نویسندگان
1 دانشیار گروه توسعه اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
2 دانشجوی دکتری جامعه شناسی توسعه، دانشگاه تهران
doi
10.22059/jrd.2020.305267.668564چکیده
در چند دهة گذشته، بهدلیل غلبة ایدئولوژی توسعة رشدمحور و نظام نئولیبرالیستی، دولتها از کارکردهای بازتوزیعی خود عقبنشینی کرده و حمایت از تهیدستانِ طردشده را فروگذاشتهاند. در ایران نیز، بهاقتضای نظام نئولیبرال و تمرکزگرایی سیاسی-اقتصادی دولت، فقر، بهویژه در مناطق حاشیه ای و مرزی، افزایش یافته است. ازآنجاکه کولبری مصداق فقر در مناطق مرزی است و تاکنون پژوهش جامعی در باب دلایل شکلگیری آن صورت نگرفته است، در پژوهش حاضر، با استفاده از روش قوم نگاری انتقادی، به علتهای پیدایش این پدیده، باتوجهبه زیست جهان انتقادی کنشگران مرزی، پرداخته شده است. جامعة موردِ مطالعه، مرزنشینان شهرستان بانه هستند که با روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی 25 نفر از افراد مطلع و درگیر در پدیدة کولبری بهعنوان نمونه انتخاب شدهاند. یافته ها به روش تحلیل زمینهمحور و کدگذاری باز و محوری، در دو سطح توصیفی و تحلیلی، بیان شدهاند. در سطح توصیفی، به تاریخچة کولبری و شکلهای گوناگون آن پرداخته شده و در سطح تحلیلی، با استناد به نظر پاسخگویان، 52 عبارت، 32 مفهوم و 7 مقولة محوری به این شرح بهدست آمده است: فقر اقتصادی و نبود منبع درآمد جایگزین؛ احساس تبعیض ساختاری؛ جبر محیطی و ضعف اشتغال صنعتی، کشاورزی و گردشگری؛ بازتولید جبری مرز؛ عقبنشینی دولت در حمایت از فقرا؛ رایج شدن سرمایه داری رانتیر در نبود سرمایه داری صنعتی؛ احساس طرد اقتصادی و فرهنگی. مطابق یافتة نهایی، پدیدة کولبری محصول انتخاب مرزنشینان غرب کشور نبوده، بلکه بهواسطة عوامل پیشگفته برساخت شده است.