بررسی نگرش شریعتی و آرنت به جامعه پیشا انقلابی

نویسندگان

1 استادیار، دانشگاه آزاد اسلامی ، ایران،واحد آشتیان ،دانشکده علوم انسانی، گروه علوم سیاسی(استاد راهنما)

2 استادیار گروه جامعه شناسی ، دانشکده علوم انسانی ، واحد آشتیان، دانشگاه آزاد اسلامی، آشتیان، ایران

3 دانشجوی دکتری علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی ، واحد آشتیان ،دانشکده علوم انسانی، گروه علوم سیاسی، آشتیان، ایران

doi
چکیده

مقایسه دو اندیشمند اسلامی و غربی یعنی علی شریعتی و هانا آرنت به دلیل تحلیل وضعیت جوامع پیشا انقلابی می­تواند گویای دلایل وقوع انقلاب­ها و تلاش برای ایجاد یک جامعه جدید باشد. پرسش مقاله حاضر این است که دیدگاه شریعتی و آرنت نسبت به جامعه پیشا انقلابی چه تفاوت و شباهت­هایی با یکدیگر دارند؟ فرضیه مقاله این است: از نظر شریعتی و آرنت عمل­گرایی، هویت­یابی و انسانیت محوری دغدغه جامعه پیشا انقلابی است؛ با این تفاوت که در اندیشه آرنت جامعۀ مطلوب بنیان گذاشتن سیاست دوستی و مبتنی بر عمل است، اما در دیدگاه شریعتی به جامعه­ای ایدئولوژیک و مبتنی بر تغییر دائمی ختم می­شود. نقطه مشترک شریعتی و آرنت در این است که خواستار جامعه پویا و ایجاد یک نظام ارزشی جدید بر مبنای عمل و ارزش­های انسانی و از بین بردن بی عدالتی و استثمار و استبداد هستند. به همین دلیل توده­های مردمی پیشاانقلابی از نظر شریعتی و آرنت، تشنه هویت، معنا و ایجاد یک نظام هنجاری در نظر گرفته می­شوند که به دنبال یافتن مسیری برای عبور از ظلم و ستم و ایجاد بستری برای پیاده­سازی اصول انسانی هستند. اما از منظر تفاوت­ها باید گفت که  رویکرد آرنت با الهام از اندیشه ارسطو، وضع آینده را دائمی و تلاشی برای بنیان گذاشتن دوستی تلقی می­کند، از این­رو عمل را بر زحمت و معاش ترجیح می­دهد. اما در دیدگاه شریعتی، انسانیت موضوعی پایان ناپذیر بوده و وظیفه ذاتی سیاست این است که تحول را به­عنوان امری کیفی و دائما در حال تغییر ایجاد نماید. مقاله حاضر از روش مقایسه­ای بهره برده است.