کارکرد افتراقی سؤال در چارچوب سنجش تشخیصی شناختی: مطالعه موردی سؤالهای حساب دیفرانسیل و انتگرال کنکور سراسری 97
نویسندگان
1 استادیار گروه روشها وبرنامههای آموزشی و درسی دانشگاه تهران
2 دانشجوی دکتری سنجش و اندازه گیری دانشگاه تهران
3 دانشیار گروه سنجش و اندازه گیری دانشگاه علامه طباطبائی
4 استادیار گروه مطالعات برنامه درسی و تحقیقات آموزشی دانشگاه خوارزمی
doi
10.22084/j.psychogy.2020.21252.2124چکیده
هدف: منصفانه بودن سؤالهای آزمونهای سراسری بنا به اذعان بسیاری از متخصصان همواره حائز اهمیت است. از آنجا که تعیین سؤالهای دارای کارکرد افتراقی میتواند گامی مهم در جهت منصفانه بودن آزمونهای سرنوشتساز باشد، بنابراین در پژوهش حاضر، کارکرد افتراقی سؤالهای ریاضی بخش حساب دیفرانسیل و انتگرال آزمون سراسری ورودی دانشگاههای کشور در میان داوطلبان دختر و پسر با استفاده از آزمون والد تحت مدل تشخیصی شناختی دینا موردمطالعه قرار گرفت. روش: این پژوهش توصیفی از نوع تحلیل ثانویه در چارچوب مدلیابی تشخیصی شناختی است. نمونه شامل 5000 نفر از داوطلبان کنکور سال 1397 است که از میان 144437 نفر شرکتکننده در گروه آزمایشی ریاضی و فیزیک به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدند. بعد از شناسایی و تعیین مهارتهای زیربنایی هر یک از سؤالها با کمک متخصصین، شاخصهای برازش مدل و پارامترهای سؤالها بر مبنای مدل غیرجبرانی دینا تحلیل شد. یافتهها نشاندهنده برازش مناسب مدل با دادهها بود. بهمنظور بررسی کارکرد افتراقی سؤال از آزمون والد استفاده شد. یافتهها: نتایج نشان داد که از 23 سؤال آزمون، 5 سؤال دارای کارکرد افتراقی است. همه سؤالهای دارای کارکرد افتراقی از نوع کارکرد افتراقی یکنواخت بوده و به نفع داوطلبان پسر عمل میکنند. همچنین 4 سؤال از این 5 سؤال دارای اندازه DIF با شدت کم و 1 سؤال دارای اندازه DIF با شدت زیاد شناسایی شدند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر میتواند اطلاعات سودمندی برای طراحان سؤال و سازندگان آزمون سراسری از نظر تأثیر جنسیت بر عملکرد داوطلبان بهدست دهد تا با شناسایی، اصلاح و یا حذف این سؤالهای آزمون از منصفانه بودن و روایی آزمون نسبت به کاربرد آن اطمینان حاصل شود.