بحران آب در سایۀ کشاورزی ‎افزایی و کشاورزی ‎زدایی کشور: تشریح ارتباط بحران آب در بخش کشاورزی و وابستگی به نفت در کشور

نویسندگان

1 دکتری انسان شناسی

2 استاد گروه انسان‌شناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jrd.2019.74470
چکیده

افزایش سطح اراضی و آبی‎شدن آن‌ها پس از انقلاب، موجب اضافه­برداشت شدید آب برای مصارف کشاورزی شده است. درحال­حاضر بیش از نود درصد آب کشور، در حوزۀ زراعت استفاده می‎شود که حجم بسیار بالایی از آن به­علت استفاده از روش‎های غیراستاندارد تلف می‎شود. گسترۀ به‌کارگیری آبیاری تحت­‏فشار که موجب بهره‎وری و راندمان بالای آب می‏شود، حدود 5 درصد است. ما در این مقاله در پی پاسخگویی به این پرسشیم که چرا به‌منظور بهبود وضعیت راندمان آب در کشاورزی اقدامی فراگیر صورت نمی‎گیرد؟ نتایج این پژوهش نشان می‏دهد که باوجود برخی موانع حقوقی، فنّاورانه، مدیریتی و توپوگرافیک در پیاده‎سازی روش‎های نوین، عامل اصلی عدم­توجه به صرفه‏جویی در مصرف آب کشاورزی، وابستگی به اقتصاد نفتی است که از یک‌سو سبب انتقال نیروی کار و سرمایه به‌سوی پدیده‎های غیرتجاری شده و از سوی دیگر، چشم‎داشت از دیگر بخش‎ها برای خلق ارزش‌افزوده را از بین برده است. بنابراین، دولت از یک­سو با افزایش سطح اراضی و آبی‏سازی آن‌ها، زمینه را برای اشتغال‏زایی غیرپایدار متأثر از سیاست‎های پوپولیستی و پیگیری گفتمان خودکفایی فراهم آورده (کشاورزی‎افزایی) و ازسوی­دیگر، با وهم فراوانی ملهم از درآمدهای نفتی، این بخش را با اراضی آبی‏شده به­حال خود واگذاشته است (کشاورزی‎زدایی).