مطالعۀ نحوۀ اثرگذاری متغیرهای اجتماعی و فرهنگی بر مدیریت ریسک در صنایع کوچک و متوسط (مورد مطالعه: خوشۀ صنعتی کفش تهران)

نویسندگان

1 استاد جامعه‌شناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران

2 دانشیار جامعه‌شناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران

3 دکتری جامعه‌شناسی، گروه مطالعات توسعه اجتماعی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران

doi
10.22059/jrd.2019.70902
چکیده

مدیریت ریسک و ریسک­‌پذیری در توسعه­ یافتگی بنگاه­های تولیدی از اهمیت بالایی برخوردار است. در این تحقیق به بررسی پدیدۀ «ریسک کسب و کار» در بنگاه­‌های کوچک و متوسط حاضر در خوشۀ صنعتی کفش مستقر در منطقۀ 12 شهر تهران‌ پرداختیم. این مطالعه از روش نظریۀ مبنایی استفاده کرده است، داده­‌ها با استفاده از تکنیک مصاحبه جمع‌آوری شده و سپس بر طبق روش نظریۀ مبنایی، در سه مرحله کدگذاری و تحلیل شدند. یافته­‌های این تحقیق نشان داد بروز ریسک در بنگاه­‌های کوچک و متوسط علل زیادی دارد که می­‌توان این علل را در سه دسته ناکارآمدی نهادی، اتلاف منابع و ناهماهنگی عرضه و تقاضا قرار داد. همچنین تولیدکنندگان در مواجهه با ریسک‌های کسب و کار سه نوع راهبرد اتخاذ می­کنند که عبارت‌اند از: مدیریت منابع، مدیریت بازار و مدیریت مبادله. این راهبردها برای بنگاه­‌های تولیدی سه نوع پیامد دارد: فردی، سازمانی و تولیدی. یافتۀ اصلی این تحقیق، تعیین نقش عوامل اجتماعی و فرهنگی در مدیریت ریسک در بنگاه‌های کوچک و متوسط است.