تحلیل روایت ذی‌نفعان از فروپاشی سرمایه اجتماعی در میان تعاونی‌های تولید روستایی (مورد مطالعه: تعاونی‌های تولید روستایی استان کردستان)

نویسندگان

1 استادیار جامعه‌شناسی دانشگاه کردستان

2 کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی، دانشگاه کردستان

doi
10.22059/jrd.2019.71114
چکیده

هدف پژوهش حاضر، روایت ذی­نفعان از فروپاشی سرمایه‌ّ اجتماعی در میان تعاونی‌های تولید روستایی استان کردستان می­باشد. بر همین اساس با استفاده از نظراتِ کلمن، پاتنام، بوردیو بعنوان متفکران برجسته حوزه سرمایه اجتماعی و ناهاپیت و گوشال اندیشمندان حوزه نهادی و سازمانی این مفهوم، درصد تبیین چهارچوب مفهومی سرمایه‌ اجتماعی جهت پاسخ به سوالات و اهداف تحقیق برآمدیم. این نظریه­پردازان، بر ارتباطات و پیوندهای اجتماعی در جامعه و سازمان­ها تأکید نموده و به سرمایه‌ اجتماعی خصلتی جمعی و فرا فردی می‌دهند. با توجه به گزاره بنیادین تحقیق، پژوهش در سنت کیفی انجام شده و برای تولید داده از روش­های مشاهده مشارکتی، مصاحبه عمیق و بحث­گروهی استفاده شده است. در تجزیه و تحلیل داده­ها از روش تحلیل روایتِ مضمونی، سود جسته‌ایم. نمونه‌گیری از نوع نمونه‌گیری هدفمند، نظری و نمونه‌گیری با حداکثر تنوع بوده است. بر این اساس و بنا بر قاعده اشباع نظری، 9 بحث گروهی و 43 مصاحبه عمیق ساخت­یافته با مدیران عامل تعاونی­ها، اعضای هیئت مدیره و اعضاء تعاونی­های تولید نه گانه مورد مطالعه، صورت گرفت. در مجموع داده­های تولید شده در قالب 65 مفهوم اولیه، 4 مقوله عمده و یک هسته مرکزی کدگذاری و تحلیل شده­اند. مقوله­های عمده استخراج شده از روایت­ها عبارتند از؛ افول اعتماد به تعاونی، مشارکت نامطلوب، بی­تفاوتی اجتماعی و عدم اثربخشی سازمانی و کاهش همبستگی اجتماعی. یافته­های برآمده از تحلیل روایت ذی­نفعان تعاونی­های تولید روستایی نشان می­دهد که سرمایه­ اجتماعیِ در میان این تشکل­های مردم­نهاد، نه تنها دچار فرسایش شده، بلکه در دوره اخیر بدلیل عدم حمایت­های دولت، دخالت­های سازمان تعاون روستایی در فرآیند و انتخاب ارکان تعاونی بویژه مدیرعامل، قوانین و چارچوب­های انعطاف­ناپذیر، کلیشه­ای شدن واژه تعاونی، تجربه­های ناموفق مشابه، بهم­ریختن نظم اجتماعی روستایی، ظهور مدیریت­های جدید در اداره امور عمومی روستا، نهادهای موازی و مدعی امور تعاونی و عدم شفافیت در مسائل مالی و مدیریتی این تعاونی­ها، سرمایه اجتماعی در میان ذی­نفعان و ارکان تعاونی دچار افول و فروپاشی شده است. این امر ماهیت وجودی تعاونی­های تولید در مناطق روستایی مورد مطالعه را دگرگون ساخته و امر مشارکت­ستیزی و بی­اعتمادی در میان روستاییان را تقویت نموده است.