بررسی مسئله طلاق در ایران پس از انقلاب اسلامی و رویکرد فقهی-حقوقی به آن با تاکید بر مقوله نشوز
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فقه و مبانی حقوق اسلامی، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی نجف آباد، ایران.
2 استادیارگروه فقه، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ایران
3 استادیارگروه فقه، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ایران(نویسنده مسئول)
doi
چکیده
طلاق در ایران پس از انقلاب و به ویژه در دهه اخیر رشد فزایندهای به خود گرفته است. این امر در مولفههای مختلفی همچون مسائل اقتصادی، تفاوت سنی، اختلافات طبقاتی، تفاوت در سطح تحصیلات، اعتیاد، خیانت و ... ریشه دارد که یکی از آنها نشوز میباشد. موضوع مقاله حاضر، بررسی علل رشد طلاق در ایران پس از انقلاب و تطبیق رویکردهای فقهی ـ حقوقی نسبت به آن با تاکید بر همین مقوله نشوز است. سئوال اصلی پژوهش: رویکردهای فقهی و حقوقی به مسئله نشوز دارای چه ویژگیهایی هستند؟ فرضیهای که به دنبال این پرسش مطرح میشود: رویکرد فقها، مبتنی بر اباحه یا منع است و رویکرد حقوقی مبتنی بر ضمانت اجرای مدنی و کیفری. نتایج تحقیق نشان میدهد که برخی از فقها نفی تعلق گناه در طلاق را دال بر مباح بودن آن میدانند. در مقابل، نگرش حقوقی با فاصله گرفتن از حقپنداری مطلق مردانه به طلاق، امکانهایی را برای طلاق قضایی زوجه قائل میشود؛ که امکان نشوز جنسی زوج، به دو گونه فعل و ترک فعل متصور است. پس اگر مرد به واسطه انحرافات و رفتارهای سوء جنسی، زوجه را در معرض خشونتهای مستمر قرار داده و شرایط غیرقابل تحملی را برای او به وجود آورد، زوجه میتواند با استناد به بند 4 تبصرهی مادهی 1130 قانون مدنی، از دادگاه تقاضای طلاق نموده و در صورت عدم نتیجه اجبار زوج به طلاق، از حق طلاق قضایی برخوردار باشد. روش تحقیق در این مقاله، گردآوری منابع موجود و استناد به آمار مربوطه به شیوه کتابخانهای است و تحلیل دادههای به دستآمده است.