کیفیت تفکیک مجرای تزاحم و تعارض و تأثیر آن بر استنباط فقهی

نویسندگان

1 استادیار گروه حقوق دانشگاه بیرجند

2 دانش‌آموخته دکتری حقوق خصوصی دانشگاه علوم اسلامی رضوی

3 استادیاردانشگاه گنبد کاووس

doi
10.22059/jjfil.2022.331703.669240
چکیده

تزاحم به معنای تمانع و تنافی دو حکم در مقام امتثال امر، در اصول فقه سابقه طولانی ندارد. تا قبل از مرحوم وحید بهبهانی در اولین کتب فقهی و اصولی موجود تفکیک تعارض از تزاحم به چشم نمی­خورد. از نظر سیر تاریخی نخستین دانشمند اصولی که این بحث را به صورت کامل مطرح کرده و منقح نمود مرحوم نایینی است. پس از ایشان در اصول فقه امامیه مواردی که دو حکم در مقام عمل تنافی پیدا می­کرد تزاحم نامیده شد. با وجود این معیار در موارد متعدد، فقیهان در الحاق تمانع و تنافی به باب تعارض یا تزاحم اختلاف نظر دارند. در این مقاله که به شیوه توصیفی و اجتهادی و با تکیه بر منابع دست اول کتابخانه­ ای به نگارش درآمده بیان شده است اگر دلیلی که در مقام جعل می­آید ناظر به مقام امتثال هم باشد بین دو دلیل تعارض است لکن اگر دلیلی که در مقام جعل می­آید ناظر به مقام امتثال نباشد تعارض تحقق پیدا نخواهد کرد. در این راستا و با تبیین تاریخی دو اصطلاح فوق، نشان داده شده است که چگونه "شرطیت قدرت در تکلیف" و "امکان یا امتناع ترتب"، می­تواند منشأ این اختلاف باشد. 

کلیدواژه‌ها