بررسی جامعه‌شناختی احساس محرومیت نسبی جوانان مناطق توسعه‌یافته و کمتر توسعه‌یافتۀ شهر تهران

نویسندگان

1 استادیار جامعه‌شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبایی

2 کارشناس ارشد جامعه‌شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبایی

doi
10.22059/jrd.2018.65562
چکیده

جامۀ عمل‌پوشیدن و به‌فعلیت‌رسیدن انتظارات امری است که هر انسانی خود را مستحق آن می‌داند، اما گسست بین نظام انتظارات افراد و نگرش آنان به امکان تحقق انتظار، سبب پیدایش احساس محرومیت نسبی در ساحت ذهنی افراد می‌شود. مقالۀ حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر احساس محرومیت نسبی جوانان مناطق توسعه‌یافته و کمتر توسعه‌یافتۀ شهر تهران تکوین یافته است. به منظور تحقق این هدف با اتکا به دیدگاه‌های نظری، چارچوب مفهومی مورد نیاز تدوین و در پرتو آن فرضیه‌هایی مطرح شدند. با استفاده از روش پیمایش و آماره‌های توصیفی و استنباطی، داده‌های به دست آمده تجزیه و تحلیل شد. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران انتخاب شد، یعنی 400 نفر از جوانان منطقۀ 3 و 15، به عنوان توسعه‌یافته‌ترین و کم توسعه‌یافته‌ترین مناطق تهران. شیوۀ نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای است. نتایج نشان دادند احساس محرومیت نسبی جوانان منطقۀ 15 بیش از جوانان منطقۀ 3 است؛ همچنین سرمایۀ اقتصادی و فرهنگی جوانان منطقۀ 3 بیش از جوانان منطقۀ 15 است. از میان ابعاد محرومیت نسبی، ارزش‌های محوری جوانان مناطق 15 و 3 به ترتیب پیرامون ارزش‌های قدرت و ارزش‌های رفاهی و قدرت است. افرادی که از سرمایۀ اقتصادی و سرمایۀ فرهنگی بیشتری برخوردار بوده‌اند، احساس محرومیت نسبی کمتری داشته‌اند. علاوه بر این، مهم‌ترین گروه مرجع جوانان منطقۀ 3 و منطقۀ 15 دوستان است. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد سرمایۀ اقتصادی بیش‌ترین واریانس احساس محرومیت نسبی را تبیین می‌کند و پس از آن گروه‌های مرجع قرار دارد، سرمایۀ فرهنگی کمترین تغییرات محرومیت نسبی را تبیین می‌کند.