استعارهای نهفته در روایتی کهن (الدَّمُ الدَّم)
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
doi
10.22052/hadith.2023.253511.1384چکیده
در منابع متعلق به سدههای نخست اسلامی، مشتمل بر منابع روایی، سیره، فرهنگنامههای عربی و جز آن، روایتی بهصورت «الدَّم الدَّم و الهَدْم الهَدْم» گزارش شده که در باب معنای آن، نظرات گوناگونی ارائه دادهاند. در پژوهش حاضر، دو مسئلۀ بنیادین به بحث گذاشته میشود: نخست اینکه رویکرد زبانشناختی منابع کهن اسلامی در مواجهه با این روایت چه نقایصی دارد و دوم اینکه معنای اصیل نهفته در روایت چیست و با چه رویکرد زبانشناختیای میتوان آن را آشکار کرد. برای این مقصود، پژوهش پیش چشم از روش توصیفیتحلیلی بهره گرفته است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که منابع اسلامی صرفاً مبتنیبر دادههایی از زبان عربی و توجیهاتی لغوی هستند بیآنکه یک سابقۀ تاریخی دیرین آن را پشتیبانی کند یا از تحلیلی زبانشناختی بهره ببرد. افزون بر این، مقالۀ حاضر، با در پیش گرفتن رویکردی تاریخیتطبیقی، و تأکید بر ریشهشناسی واژۀ«هدم»، نشان داده است که برای این روایت میتوان متناظرهای متعدد در دیگر متون سامی، ازجمله متون مقدس یهودیمسیحی، ادبیات کهن عرب و متون روایی یافت. بنا بر یافتههای پژوهش پیش رو، روایت پیشگفته بر این معنا دلالت دارد که «شما همخون من و پارۀ تن منید». همچنین، این روایت بر پایۀ استعارۀ مفهومیِ «دیگری، عضوی از بدن است» شکل گرفته که خود بر استعارۀ بنیادین «تن، ظرف جان است» تکیه دارد. پژوهش حاضر بهصورت کلی در فهم زبان متون دینی و بهطور خاص در تبیین زبان و فرهنگ مردم صدر اسلام اهمیت دارد.