سازوکارهای تفسیر قوانین عادی توسط دیوان عدالت اداری پس از انقلاب اسلامی و نسبت آن با اصل عدالت‏خواهی

نویسندگان

1 گروه حقوق واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی؛ تهران، ایران، گروه حقوق واحد تهران چالوس، دانشگاه آزاد اسلامی؛ تهران، ایران (نویسنده مسئول)

2 گروه حقوق واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی؛ تهران، ایران، حقوق بین الملل، موسسه آموزش عالی فروردین قائمشهر، مازندران، ایران

3 گروه حقوق واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی؛ تهران، ایران

doi
چکیده

از جمله مهم‏ترین وظایف دیوان عدالت اداری پس از انقلاب اسلامی، تفسیر قوانین عادی در حوزه‏ حقوق اداری است که در فرآیندها و سازوکارهای این نهاد تبلور پیدا می‏کند و در امتداد تحقق عدالت اداری که آرمان اصلی این نهاد است، قرار می‏گیرد؛ آرمانی که قضاوت را با امر اجتماعی و سیاسی پیوند می‏دهد. در تحقیق حاضر، از یک سو ضرورت تشکیل دیوان عدالت اداری و صلاحیت این نهاد بررسی شده و از سوی دیگر، در حوزه‏ی اجرایی تفسیر قوانین عادی، با توجه به اصول حاکم، چگونگیِ این اجرایی شدن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. در نگاه نخست به نظر می‏رسد که دیوان عدالت اداری هنوز به اصول کلی نظارت قضایی، یعنی قانونی بودن و خروج از صلاحیت، محدود است و کمتر به اصول مدرن در ارتباط با اتخاذ تصمیمات اداری توجه می‏کند. با این وجود، سازوکارهای تفسیر قوانین عادی در حوزه‏ی حقوق اداری بر کارآمدی دیوان عدالت اداری دلالت دارند. نتایج تحقیق نشان می‏دهد، دیوان عدالت اداری، با توجه به فلسفه‏ وجودی آن در قانون اساسی و نیز بر اساس تجارب عدیده‏ خود در عمل، توانسته است به طور مستمر به تفسیر قوانین عادی دست زده و اصول حاکم بر این تفسیر را بر اساس اصل عدالت‏خواهی ارائه دهد. روش تحقیق در مقاله‏ حاضر، گردآوری داده‏ها بر اساس روش کتابخانه‏ای و تحلیل این داده‏هاست.