نقد ادعای «ولید بن صالح باصمد» دربارۀ تعارض روایات شیعی مربوط به «انتظار فرج»

نویسندگان

1 دانشیار گروه الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجائی، تهران، ایران، نویسنده مسئول

2 دانشجوی کارشناسی‌ارشد گروه علوم قرآن و حدیث، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجائی، تهران، ایران

doi
10.22052/hadith.2023.253152.1359
چکیده

در منابع حدیثی شیعه، علاوه‌بر روایات فراوانی که به ستایش منتظران ظهور امام مهدیZ می‌پردازند، روایاتی دیگر نیز وجود دارند که در ظاهر با روایات دستۀ قبل در تعارض‌اند و عجله برای ظهور امام مهدیZ را ناپسند و موجب هلاک می‌دانند. در رساله‌ای دانشگاهی به زبان عربی با عنوان الروایات الواردة فی المهدی فی الکتب الحدیثیة المعتمدة عند الشیعة الاثنی عشریة؛ دراسة نقدیة نوشتۀ ولید بن صالح باصمد، با تمسک به همین روایات، ادعا شده که روایات شیعی در باب مهدویت، ضعیف، متعارض و غیرقابل جمع‌اند و لذا اصل مهدویت مورد نظر شیعه، محل تردید و تشکیک است. پژوهش حاضر، با هدف پاسخ به شبهات رسالۀ مذکور درخصوص انتظار فرج، و با استفاده از روش «توصیف و تحلیل»، ابتدا ادعای مطرح‌شده را ذیل دو بخش روایات دال بر مدح انتظار فرج و روایات دال بر ذمّ استعجال فرج دسته‌بندی و گزارش نموده، سپس با بررسی‌ سند و متن تک‌تک روایات، چنین نتیجه می‌گیرد که روایات دستۀ اول بر مبنای هر دو رویکرد اعتبارسنجی راوی‌محور و قرینه‌محور، از اعتبار برخوردارند. روایات دستۀ دوم را نیز گرچه می‌توان بر مبنای رویکرد اعتبارسنجی قرینه‌محور، حمل بر اعتبار کرد، اما دلالت آن‌ها تعارضی با روایات دستۀ اول و مفهوم انتظار فرج ندارد؛ در واقع استعجال و انتظار دو گونه مواجهۀ متفاوت با مسئلۀ غیبت امام زمانZ هستند که منتظران، از استعجالی که توأم با ارتیاب، جحود، تعیین وقت و عجله برای ظهور بوده و به هلاکت می‌انجامد نهی شده‌اند، و به انتظاری که توأم با اخلاص و تسلیم در برابر ارادۀ الهی است و منجر به نجات می‌شود، توصیه شده‌اند. لذا روایات دال بر ذمّ استعجال فرج با روایات دال بر مدح انتظار فرج قابل جمع دلالی هستند و نیازی به ترجیح یکی بر دیگری نیست.