نظام معنایی پدیدۀ خشکسالی در میان کشاورزان استان اصفهان
نویسندگان
1 گروه علوم اجتماعی، دانشگاه پیام نور، ایران
2 گروه مطالعات فرهنگی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
3 دانشیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
4 عضو هیأت علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه مازندران
doi
10.22059/jrd.2016.63068چکیده
این مقاله با هدف واکاوی نظام معنایی جامعۀ کشاورزی از پدیدۀ خشکسالی، میکوشد تا نشان دهد کشاورزان، این پدیده و پیامدهای مربوط به آن را چگونه درک، تفسیر و ارزیابی میکنند، چه دلایلی برای بروز این پدیده در ذهن دارند و بر اساس این دلایل و تفاسیر چگونه به آن واکنش نشان دادهاند. روش مطالعه کیفی از نوع نظریۀ بنیادی است. پس از کشف مفاهیم اولیه و مقولات عمده، در مرحله کدگذاری محوری فرایند اتصال مقولهها بر اساس خواص آنها صورت گرفت. مقولههای بدستآمده عبارتند از: «تجربهای تراژیک»، «شرایط زمینهای مستعد و معیوب»، «خشکسالی به مثابۀ پدیدهای چند علیتی»، «مخاطرهای چندجانبه و دامنگستر» و «راهبردهای مقابلهای شخصی». مقولۀ هستهای تحت عنوان «زیستجهان در مخاطره» که سایر مقولات عمده را دربر میگیرد. بدین ترتیب کنشگران عرصۀ کشاورزی در حال تجربۀ زیستجهانی پرمخاطرهاند. آنها به طور شالودهای نتوانستهاند از طریق کنشهای شخصی مشکل را رفع کنند و تصور آنها از آینده، آیندهای نامتعین، مملو از بیمها و امیدهاست. به نظر آنها به جز امیدهای آخرالزمانی، حکومتی توانمند و تمامیتگرا میتواند این بحران را ساماندهی کند.