سیاست فشار حداکثری آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران و تاثیر آن بر موازنه قدرت در خاور میانه

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری علوم سیاسی، واحد شیراز، دانشگاه آزاد اسلامی، شیراز، ایران

2 استادیار گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل، واحد شیراز، دانشگاه آزاد اسلامی، شیراز، ایران (نویسنده مسئول)

3 استادیار، گروه علوم سیاسی، واحد لامرد، دانشگاه آزاد اسلامی، لامرد، ایران.

doi
چکیده

پس از خروج ایالات متحده از توافق هسته­ای قدرت‌های جهانی با ایران موسوم به برجام، آمریکایی‌ها به همراه همپیمانان منطقه­ای خود کارزاری را علیه ج. ا. ایران شروع نمودند که به کارزار «فشار حداکثری» موسوم گشت. رئیس­جمهور وقت ایالات متحده که از دوران مبارزات انتخاباتی خود مخالف برجام بود آنرا یک توافق بد برای این کشور می­دانست. سرانجام با صدور فرمانی حکم به خروج از این توافق داد. هدف اصلی پژوهش حاضر پاسخ به این پرسش اصلی است که هدف از سیاست فشار حداکثری ایالات متحده علیه ایران چه بوده است؟ یافته­های پژوهش نشان می­دهد که پس از کنار نهادن استراتژی هژمونی لیبرال در دوران ریاست جمهوری اوباما و روی آوردن به استراتژی موازنه­سازی کرانه­ای، سیاست خاورمیانه­ای این کشور به پیروی از استراتژی کلان آن در صدد جلوگیری از پیدایش یک قدرت هژمون منطقه­ای بوده است. برخلاف دوره اوباما که سیاست خاورمیانه­ای ایالات متحده مبتنی بر احاله مسئولیت به هم­پیمانان منطقه­ای این کشور بود در دوره ترامپ امریکا برای برقراری موازنه قدرت در خاورمیانه مستقیما از طریق کارزار فشار حداکثری وارد عمل شد. سیاست فشار حداکثری در واقع استراتژی موازنه­سازی این کشور در برابر ج. ا. ایران بوده است. اقدامات ایالات متحده عبارت بودند از تحریم، همکاری نظامی با هم­پیمانان و ائتلاف­سازی تا از یکسو با تضعیف ایران و از سوی دیگر با تقویت متحدان خود به اعاده موازنه قدرت در خاورمیانه بپردازد. پژوهش حاضر کیفی از نوع تبیین علی و جمع­آوری داده­ها و اطلاعات به روش کتابخانه­ای انجام شده است.