درآمدی بر بررسی علل اجتماعی قحطیها در ایران موردپژوهیِ قحطی عام و عظیم 1288 ق/ 1249 ش
نویسندگان
1 استاد بازنشستة پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
doi
چکیده
قحطی در ایران سابقهای به قدمت تاریخ این سرزمین دارد. ساکنان ایران زمین، از کهنترین روزگاران، بهصورت ادواری، با قحطی و کمیابیِ ارزاق دست به گریبان بوده و بهکرات بر اثرِ آن قربانیان بسیار دادهاند. دربارة اسباب و علل ایجادکنندة این قحطیها سخن بسیار رفته است. بعضی از محققان، سادهاندیشانه و عجولانه، به سراغِ نزدیکترین و سهلالوصولترین عاملی که به نظرشان میرسیده ـ قهر طبیعت ـ رفتهاند و مصایب بیشماری را که طیِ قرون متمادی بر اثر قحطی برای مردم ایران پدید آمده است، یکباره و یکسره، معلول بیمهری طبیعت دانستهاند. این تصور نه به کلی خالی از واقعیت است و نه تمامِ واقعیت را دربر دارد. تردیدی نیست که فلات ایران ـ در مقام مقایسه با بخشهایی از جهان نظیر اروپای غربی و شمالی، کانادا، و نیز در قیاس با متوسط کل جهان ـ از رطوبت و بارندگی کافی برخوردار نبوده و نیست؛ به همین دلیل، در طول تاریخ، بسیاری از قحطیهای ایران از خشکسالیهای متناوب نشئت گرفته است[i]. با وجود این، دور از منطق و واقعیت خواهد بود اگر نقشِ بسیار مؤثر و تعیینکنندة عواملِ گوناگونِ اجتماعی در ایجاد و سیرِ تحولِ قحطیهای ایران نادیده یا دستکم گرفته شود. این عوامل گاه منشأ و علت شروع قحطیها بودهاند (عوامل اولیه) و گاه عامل تشدیدکننده و ادامهدهندة آنها (عوامل ثانوی یا جانبی). در این مقاله بر آنیم تا تأثیر مشخصِ عوامل اجتماعی را در شکلگیری و تداوم عظیمترین و دهشتناکترین قحطی ایران در طول تاریخ بازنماییم ـ تأثیری که کم و بیش در اکثریت قحطیهای ایران مشهود است. در این پژوهش، نخست به توصیف چگونگی شروع این قحطی و نقش عوامل طبیعی و جَوی در ایجاد آن، و نیز بررسی ابعاد و پیامدهای جمعیتی، سیاسی، و اقتصادی و ... آن میپردازیم و سپس به سراغ عوامل اجتماعی و فرهنگی میرویم