پدیدارشناسی برداشت روستاییان از تعلق مکانی در شهرستان زابل
نویسندگان
1 دکتری ترویج و آموزش کشاورزی، دانشگاه تهران
2 دانشیار ترویج و آموزش کشاورزی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان.
3 دانشیار توسعه کشاورزی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان
4 کارشناسی ارشد توسعه کشاورزی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان
doi
10.22059/jrd.2016.61183چکیده
حس تعلق مکانی به نوعی تجربه، کشش و عاطفه نسبت به یک مکان اشاره دارد. این مفهوم پیوندهای پیچیدۀ مردم با محیط اطراف خود را توصیف میکند؛ بنابراین تبیین پدیدۀ تعلق مکانی در مناطق روستایی میبایست از دیدگاه خود مردم روستایی انجام شود. این تحقیق با هدف شناسایی برداشت روستاییان از پدیدۀ تعلق مکانی و عوامل پیشبرنده و بازدارندۀ آن در بین مردم روستایی انجام شد. برای رسیدن به درکی ژرف و تحلیلی، از روششناسی کیفی و پدیدارشناسی توصیفی بهره گرفته شد. جامعۀ مورد پژوهش روستاییان ساکن شهرستان زابل، شامل سه قلعه، قائمآباد، اللهآباد، خمک، جهانتیغ، سرحدی، ژالهای، کرباسک و منصوری است. مصاحبهشوندگان به شیوۀ هدفمند انتخاب شدند (17 نفر). گردآوری دادهها با استفاده از مصاحبۀ ژرفانگر نیمهساختارمند صورت گرفته است.فرایند گردآوری اطلاعات تا سطح اشباع نظری و آستانۀ سودمندی اطلاعات قابل دسترس ادامه یافت. در این پژوهش از مفاهیم و نظریههای پژوهشگران این حوزه شامل رالف، پروشنسکی، کانتر و استیل بهره گرفته شده است. طبق روش کلایزی، از تحلیل محتوای کیفی مضمونی برای پردازش اطلاعات استفاده شد. نتایج تحقیق شامل کدهای نمایا، فراوانی و درصد آنها در قالب جدولهایی توصیف و در چهار دسته از عوامل پیشبرنده و بازدارندۀ تعلق مکانی در بین روستاییان، شامل عوامل فرهنگی – اجتماعی، عوامل خدماتی و رفاهی، عوامل جغرافیایی- اکولوژیکی و عوامل اقتصادی خلاصه شد. نتایج نشان داد که میتوان از جنبههای مختلف محیطی، احساسی و روانشناختی به مکان و عوامل تأثیرگذار بر تعلق مکانی نگریست؛ بنابراین، درک "مکان روستایی" مستلزم در نظر گرفتن عوامل فیزیکی و حسی تشکیلدهندۀ تعاملات عاطفی و روانشناختی مردم روستایی است.