مهاجرت انفرادی مردان از روستاها و چالش‌های پیش روی زنان جامانده

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم اجتماعی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان.

2 کارشناسی ارشد مطالعه زنان، دانشگاه اصفهان

doi
10.22059/jrd.2016.61184
چکیده

یکی از موضوعاتی که به تازگی در حوزۀ مهاجرت مورد توجه قرار گرفته، تأثیر مهاجرت بر زنان جامانده در مبدأ به عنوان یک گروه آسیب‌پذیر است، زنانی که مهاجر نیستند اما به شدت تحت تأثیر تبعات آن قرار می‌گیرند. هدف مطالعۀ حاضر فهم و روایت تجربیات زیستۀ زنان جامانده از مسائل و چالش‌هایی است که به دلیل مهاجرت انفرادی همسرشان به شهر، با آن مواجه‌اند. این پژوهش به صورت کیفی، با روش پدیدارشناسی، بر روی شش نفر از زنان ساکن در دهستان خانمیرزا واقع در لردگان اجرا شد. روش نمونه‌گیری هدفمند است. برای تحلیل و مدیریت داده‌ها از روش تحلیل پدیدارشناسی تفسیری اسمیت استفاده شد. پس از تحلیل مصاحبه‌ها، ده مضمون اولیه و دو مضمون جامع و فراگیر «زندگی برزخی» و «تجارب احساسی ناخوشایند» به دست آمد. نتایج نشان می‌دهد اگرچه نمی‌توان منکر تأثیر اقتصادی مثبت مهاجرت مردان در ممانعت از سقوط خانواده‌هایشان به ورطۀ فقر شد، در مقابل فقر عاطفی و جنسی، محدود شدن آزادی عمل در تصمیم‌گیری‌ها، فشار مضاعف ایفای نقش‌های مادری و پدری، استقلال نسبی، فرسودگی روانی، تنهایی و ترس عمیق، احساس نگرانی دائمی و بی‌معنا بودن زندگی مشترک، بهای سنگینی است که زنان و فرزندان جامانده می‌پردازند. در پایان برخی پیشنهادهای پژوهشی و سیاست‌گذاری بیان شده است.