شناسایی دلایل ترک تحصیل دانش‌آموزان مقطع ابتدایی منطقۀ آموزش و پرورش موسیان (نواحی روستایی)

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه ایلام و دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی فرهنگی

2 کارشناس ارشد علوم اجتماعی

3 کارشناس ارشد علوم اجتماعی، دانشکده علوم اجتماعی تهران.

doi
10.22059/jrd.2016.61185
چکیده

موضوع «ترک تحصیلی» در تمامی مقاطع رخ می‌دهد؛ اما در مقطع ابتدایی موضوعی چالش‌آور و بغرنج است. چرا که فرد از تحصیل و کسب پیشرفت‌های متعاقب زندگی محروم می‌ماند. بدین دلیل، پژوهش حاضر درصدد است با اتکای روش کیفی دلایل ترک تحصیل دانش‌آموزان مقطع ابتدایی را شناسایی کند. در این پژوهش، متناسب با ماهیت تحقیق از نمونه‌گیری هدفمند و تکنیک مصاحبه‌های عمیق و نیمه‌ساختاریافته استفاده شده است. حجم نمونه بر مبنای قاعدۀ اشباع نظری تا 37 مصاحبه تعیین شد. همچنین، مشارکت‌کنندگان شامل دانش‌آموزانِ ترک تحصیل‌ کرده و اولیای آنان بودند. کلیۀ مراحل جمع‌آوری داده‌ها با روش نظریۀ زمینه‌ای و سه مرحلۀ کدبندی یعنی باز، محوری و گزینشی انجام شدند. در نهایت، هشت مقولۀ اصلی نسبت به موضوع حاضر شناسایی شد و در قالب یک مدل پارادایمی با مقولۀ مرکزی "فقر یکپارچه محیط روستایی به مثابۀ میدان ترک تحصیلی" تنظیم شده است. بر حسب یافته‌ها، «چالش‌های اقتصادی» با اشکال گوناگون به عنوان شرایط علّی شناسایی شد. همچنین زمینه‌هایی همچون «باورهای خاص فرهنگی» و «کشمکش‌های قومی/ قبیله‌ای» در کنار شرایط علّی بر پدیده مؤثر بوده‌اند. عوامل مداخله‌گر با سه مقولۀ «کژسامانی خانواده»، «فضای نامناسب تعاملی معلم/ شاگرد» و «فضای آموزشی درون و برون مدرسه» نیز به استراتژی‌ها و راهبردهایی همچون «غیبت‌های مکرر»، «عدم علاقه به درس خواندن» و «سرزنش نظام ارتقای تحصیلی» تحت مقولۀ آسیب‌های تحصیلی منجر شده است و در نهایت پیامدهایی از قبیل «بی‌فایده‌گی درس خواندن»، «بسندگی سواد» و «ترویج الگوی ترک تحصیل»، تحت مقولۀ "ناباوری به سواد " را در پی داشته است.