منزلت «قانون» و «نظم» در نظریههای علوم اجتماعی و مدیریت و پیشینة آن در ادارة امور ایران عصر قاجار
نویسندگان
1 دکترای مدیریت دولتی و عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
doi
چکیده
نظم و قاعده ورزی - به مثابه یکی از ارکان امور مدیریت و سازمان - در اساس مولود و محصول «قانون» به عنوان، مهمترین محک سنجش امور و پدیدههای جاری جوامع، و قانون باوری است. در جوامع اروپایی، وجود قوانین و رویههای حقوقی، حتی در دورههای تاریخی حاکمیت سلطنت مطلقه، موجد پدید آمدن و غلبة روح قانونمداری در اکثر جنبههای حیات زندگی و همچنین در عرصة مطالعات و نظریههای علمی در حوزههای گوناگون و ازجمله علوم اجتماعی و مدیریت گردید. حال آنکه در ایران، به دلیل وجود حکومتهای استبدادی و خودکامه پادشاهی و فقدان «قانون»، همواره روحیه و عادت قانون گریزی و قانون ستیزی، در ابعاد گوناگون زندگی اجتماعی، به ویژه در اداره عمومی و کارکرد نظام دیوان سالاری، وجه غالب امور جاری جامعه گردید. روحیهای که در دورة قاجار و پس از آن تداوم و تشدید یافت و حتی پدیدة انقلاب مشروطیت هم قادر به تحول بنیادین در آن نگردید. در واقع پرسش اصلی آنست که با توجه به اهمیت قانون و نظم در آرای دانشمندان حوزة علوم اجتماعی و مدیریت و ادارة امور، وضعیت قانونمداری و پیشینة آن در نظامات اداری دورة قاجار به چه نحو بوده است؟ در اثر حاضر کوشش شده است با بهرهگیری از روش ساختمندگرا – که کنش و ساختار را توأمان مداخلهگر در تبیین علمی پدیدههای اجتماعی میشمارد – به پرسش پراهمیت یاد شده پاسخ داده شود.