بررسی زمینه‌های شکل‌گیری تعلق به محله

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی مؤسسۀ‌ مطالعات و مدیریت جامع و تخصصی جمعیت کشور.

2 دانشجوی کارشناسی ارشد پژوهشگری.

doi
10.22059/jrd.2015.58440
چکیده

پژوهش حاضر با محوریت ­قرار­دادن داده­های میدانی درصدد مطالعه و فهم زمینه‌های شکل‌گیری تعلق به محله از چشم‌انداز شهروندان است. روش­شناسی مبتنی بر روش کیفی تحلیل چارچوب است. در این پژوهش با استفاده از فنون مصاحبۀ­ عمیق و مشاهدۀ­ مشارکتی به گردآوری اطلاعات پرداخته شده و داده‌ها به وسیلۀ نمونه‌گیری هدفمند از 41 مشارکت­کنندۀ زن و مرد از شهر تهران کسب شده است. به منظور تحلیل داده­ها از روش تحلیل چارچوب طی پنج مرحلۀ آشناسازی، شناسایی چارچوب موضوعی، نمایه­سازی، جدول­بندی و ترکیب داده­ها استفاده شده است. یافته­های پژوهش حول هفت درون­مایۀ اصلی با عناوین "قدمت محله"، "مراودات همسایگی و خویشاوندی"، "داشتن تجارب و خاطرات خوب"، "پاسخگویی به نیازها"، "مطلوبیت محیطی و کالبدی"، "استمرار سکونت" و "مشارکت در امور محله" سازماندهی شدند که هر یک از درون­مایه­های مزبور دو یا سه درون­مایۀ فرعی را پوشش می­دهند. در پایان با مرور و ترکیب درون­مایه­های استخراج­شده به چارچوب نظریِ نهایی دست یافتیم. بر اساس "چارچوب نظریِ نهایی" می­توان عنوان کرد که زمینه‌های شکل‌گیری تعلق به محله در بین شهروندان تهرانی بر مجموعه­ای از "پیوندهای عاطفی، اجتماعی و کالبدی" مبتنی است و از پیامدهای بارز این پیوندها می­توان به "هویتمندی محله" اشاره کرد. به همین ترتیب، پیامد نهایی تعلق به محله در جامعۀ مورد مطالعه، احساس آرامش و احساس رضایتمندی از محله، مشارکت در امور محله و در نهایت استمرار سکونت است.