بررسی گرایش‌های فقهی- سیاسی در شکل‌گیری قوانین اساسی مشروطیت و جمهوری اسلامی ایران

نویسندگان

1 دانش آموخته دکترای تخصصی حقوق کیفری و جرم شناسی، تهران، ایران

doi
چکیده

تحولات جامعه ایران از دیرباز تحت تأثیر موضوعات و مسائل مذهبی بوده است. از جمله می­توان به گرایش­های فقهی-سیاسی دوران مشروطیت و دوره جمهوری اسلامی اشاره نمود که هرکدام منجر به شکل­گیری قوانین متفاوتی شده است. سؤال نوشتار حاضر این است که گرایش­های فقهی-سیاسی دوران مشروطیت و جمهوری اسلامی به چه نحوی بر روند شکل­گیری قوانین اثرگذار بوده­اند؟ فرضیه نوشتار این است که سه عامل دفع استبداد، محدود بودن و یا گسترده بودن اختیارات فقیه و تلقی عرفی یا شرعی از قانون، مهم‌ترین عوامل اثرگذار بر شکل­گیری قوانین عصر مشروطیت و دوره ج. ا. ایران بوده است. نتایج تحقیق نشان می­دهد که گرایش­های فقهی-سیاسی در دوره مشروطیت و ج. ا. ایران با توجه به عدم اختیارات گسترده به فقها، بیش از پیش در محدوده قوانین عرفی سیر می­نمود، اما در دوره جمهوری اسلامی، بدلیل اختیارات گسترده ولی فقیه در قانون اساسی، وجه شرعی به منزله منبع قانونگذاری و همچنین دفع استبداد در نظر گرفته شده است.  اگر در دوره مشروطه، قانون، مشروط بودن سلطنت و عرفی بودن سیاست، بخشی از منابع قانونگذاری به شمار می­آیند، در گرایش اسلام سیاسی منتج به جمهوری اسلامی، احکام شرعی دافع استبداد و عاملی برای قانونگذاری در نظر گرفته می­شود. روشی که پژوهش حاضر مورد استفاده قرار می­دهد، توصیفی-تحلیلی و بهره­گیری از منابع اسنادی و کتابخانه­ای است.