بررسی انتقادی سیاست قومی حکومتهای پهلوی اول و دوم (1357- 1304)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه علوم سیاسی، واحد خرم آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، خرم آباد، ایران
2 استادیار و عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی، واحد تهران مرکز دانشگاه آزاد اسلامی، تهران ،ایران (نویسنده مسئول)
3 گروه علوم سیاسی، واحد خرم آباد، داشگاه آزاد اسلامی، خرم آباد، ایران
doi
چکیده
هدف مقاله حاضر، بررسی انتقادی سیاست قومی حکومتهای پهلوی اول و دوم است. سؤال اصلی تحقیق این است که حکومتهای پهلوی اول و دوم چه رویکردی نسبت به اقوام داشتند و در این راستا چه سیاستی را دنبال میکردند؟ فرضیه اصلی تحقیق این است که رضاشاه و محمدرضا شاه، با توسل به دیدگاه وحدت ملی، رویکردهای آمرانه، تبعیضآمیز، محدودکننده و سرکوبگرانه مختلفی نسبت به اقوام اتخاذ نمودند. نتایج تحقیق نشان میدهد که این دو، وحدت ملی را مقدمه یکپارچگی سیاسی کشور و راهکاری برای کاهش تعارضات قومی و آشوبهای محلی میدانستند. لذا برای تحقق آن، به سیاست همانندسازی رو آوردند و کوشیدند تا تفاوتهای موجود در شیوه زندگی، زبان، پوشش و غیره را از بین ببرند. اما این سیاست قومی و روشهای تحمیلی اجرای آن، نتایج معکوس به بار آورده و در نهایت زمینه را برای افزایش تمایلات قومی فراهم ساخت. روش تحقیق در این مقاله مبتنی بر گردآوری اسناد و منابع به شیوه کتابخانهای و سپس تجزیه و تحلیل دادهها و اطلاعاتِ به دست آمده است.