بررسی سندی و دلالی روایت «رُؤْیا الْأَنْبِیاءِ وَحْی» در نظریۀ «محمد، راوی رؤیای رسولانه»

نویسندگان

1 پژوهشگر پسادکتری، گروه علوم قرآن و حدیث، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران

2 ستادیار، گروه علوم قرآن و حدیث، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران (نویسندۀ مسئول)

doi
10.22052/hadith.2023.248323.1247
چکیده

 اصل ارتباط عالم معنا با ماده با کانال وحی همواره محل تأمل بوده است. تحلیل چرایی این مسئله به تفاوت ماهوی عالم ماده با معنا برمی‌گردد. برخی مخالفان عصر بعثت با اتهاماتی اصل ارتباط را زیر سؤال می‌بردند. در دوران کنونی، نواندیشانی سعی در تأویل و امروزی کردن مقولۀ پیچیدۀ وحی دارند. سروش ازجمله آنان است که نظراتش در طول سه دهۀ اخیر همواره در حال تغییر و تطوّر است. وی در دیدگاه‌های پیشین خود، قرآن را کلام خدا می‌دانست؛ اکنون رؤیاهای پیامبر می‌داند. نظر به اهمیت موضوع و پاسخ مبنایی و دقیق، این پژوهش با روش توصیفی‌‌تحلیلی و سطح تحلیل محتوا به‌دنبال تحلیل فقه‌الحدیثی روایت «رُؤْیا الْأَنْبِیاءِ وَحْی» است با این سؤال محوری که «روایت مذکور ازنظر اعتبار سندی و متنی چگونه است و رابطۀ دلالت روایت با اصلِ نظریه چگونه است؟». نتیجۀ پژوهش نشان می‌دهد که روایت در منابع فریقین، ضعف سندی دارد. ازنظر دلالت نیز بعد از تشکیل خانوادۀ حدیث، و استفاده از ادلۀ عقلی و قرآنی، مشخص می‌شود این روایت بر مدعای سروش که کل وحی قرآنی را در رؤیا می‌داند، دلالت ندارد. به عبارت دیگر، دلالت روایت این است که مشاهدات پیامبر2 منشأ الهی دارد، نه اینکه قرآن از کانال رؤیا نازل شده باشد. همچنین این گزاره که «رؤیای انبیا وحی است»، غیر از این گزاره است که «وحی انبیا رؤیاست».

کلیدواژه‌ها