ارتباط فرهنگ فقر و آسیبگرایی زنان حاشیهنشین شهری (مورد مطالعه: منطقۀ دیزج شهر همدان)
نویسندگان
1 دانشیار گروه مطالعات توسعۀ اجتماعی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 کارشناس ارشد توسعۀ اجتماعی دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jrd.2014.54321چکیده
در ادبیات آسیبشناسی اجتماعی، یکی از مؤلفههای بدیهی رفتارهای انحرافی، کمبودهای مادی و ضعف اقتصادی است. به همین میزان نقش عوامل غیرمادی و فرهنگی، فرعی انگاشته شده است. در این پژوهش ارتباط مهمترین مؤلفههای "فرهنگ فقر" (نظریهای پذیرفتهشده در ادبیات توسعه) با میزان آسیبگرایی زنان حاشیهنشین شهری بررسی میشود. جامعۀ آماری پژوهش با ویژگیهایی که اسکار لوئیس برای پیدایی و رشد فرهنگ فقر بر میشمرد مطابقت دارد. نمونۀ تحقیق 383 نفر از زنان مبتلا و مبرا از آسیباند که با استفاده از پرسشنامه، اطلاعات مربوط به ایشان جمعآوری شده است. در بررسی انواع آسیبها؛ "اعتیاد"، "خودکشی"، "دزدی" و "تنفروشی" به ترتیب اولویت، بیشترین فراوانی را در منطقۀ مورد پژوهش دارند. یافتهها نشان میدهد برخی از صفات غالب فرهنگ فقر، در خانوادههای افراد آسیبدیده وجود دارد. نگرشها و رفتارهای موسوم به فرهنگ فقر اعم از بیانضباطی، بیتعهدی و جمعگریزی، مقوّم و ترغیبکنندۀ زنان مورد بررسی به سوی آسیبهای خاص است. افراد مبتلا (زنان آسیبدیده) نسبت به افراد مبرا (زنان فاقد آسیب) بیشتر گرفتار فرهنگ و باورهای فقرگرایانهاند. به بیانی روشنتر، فقر از طریق مؤلفههای فرهنگی شامل نابسامانی اقتصادی، بیتفاوتی اجتماعی، نابسامانی خانوادگی و ناامیدی، به ایجاد و افزایش آسیب در نمونۀ مورد مطالعه منجر شده است.