تحولات اجتماعی و سقوط حکومتهای پاتریمونیال: مطالعه موردی خلافت اموی و سلطنت پهلوی دوم
نویسندگان
1 دکتری تاریخ و تمدن ملل اسلامی، استادیار پایه 6، گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی،واحد ماکو، دانشگاه آزاد اسلامی، ماکو(نویسنده مسئول).
2 محبوب مهدویان/ دکتری تاریخ و تمدن ملل اسلامی، استادیار پایه 17، گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی،واحد خوی، دانشگاه آزاد اسلامی، خوی
3 دانشجوی دکتری تاریخ و تمدن ملل اسلامی، گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی،واحد خوی، دانشگاه آزاد اسلامی، خوی، ایران.
doi
چکیده
این مقاله به بررسی جایگاه تحولات اجتماعی در سقوط حکومتها اموی و پهلوی میپردازد. سئوال اصلی تحقیق این است که تحولات مذکور، به ویژه در حوزه طبقات اجتماعی، چگونه بر افول حکومتهای اموی و پهلوی تاثیرگذار بوده است؟ فرضیه تحقیق این است که تضاد سلطنت با الزامات جدید باعث ایجاد تعارضی میشود که در نهایت حکومت وقت را از جذب نیروهای جدید ناتوان میکند. نتایج تحقیق نشان میدهد که در دوران امویان، نیروهای جدیدی ظهور کردند که مطالبات جدیدی داشتند و خواهان سهم خود از قدرت بودند. حکومت پهلوی دوم نیز تلاش کرد تا سلطنت را در دوران مدرن زنده نگه دارد و به همین دلیل از جذب نیروهای جدید با خواستههای مدنی جدید عاجز ماند. بنابراین هر دو حکومت دارای مشابهتهایی میباشند که به خصوص در ارتباط با انحطاط و سقوط آنها، خود را نشان میدهند. در مقاله کنونی، روش تحقیق بر اساس گردآوری مستندات و اسناد تاریخی به شیوه کتابخانهای و تجزیه و تحلیل دادههای به دست آمده انجام شده است.