یه حبه قند: بازآفرینی دیالکتیک رخداد و روزمرگی در حیات اجتماعی
نویسندگان
1 دانشیار گروه جامعه شناسی دانشگاه کردستان
doi
10.22059/jsal.2017.62252چکیده
یه حبه قند، از منظر جامعهشناسیِ هنر و با نگاهی نئوفرمالیستی، بیانگر نکات بدیعی در مورد حیات اجتماعی فرد ایرانی است. این فیلم، با فرمی مشابه با فرم آثار امپرسیونیستی، تکهپارههای زندگی روزمرۀ ایرانی را به آشناترین وجه با هم ترکیب میکند، اما درعینحال، با برجستهسازی عنصر رخداد و نمایش دیالکتیک رخداد و روزمرگی، از این زندگی آشناییزدایی میکند. عملِ آشناییزدایی در چارچوب یک پسزمینۀ تاریخیـاجتماعی انجام میشود: تصویری از بافت سنتی جامعۀ ایران که در معرض تهدید عناصر مدرن است. تحلیل نئوفرمالیستیِ اثر (یعنی تحلیل قواعد فرمیک و اصول ساختارِ رواییِ اثر بهمنظور ایضاح معانی ارجاعی، آشکار، تلویحی و دلالتگر) و نیز تفسیر نتایج این تحلیل در پرتو رویکرد نظری تحقیق نشان میدهد رخدادی که امر روزمره را منهدم میسازد خود، جزء جداییناپذیر آن است. رخداد در کُنه روزمرگی لانه کرده است و حتی بالا انداختن یک حبه قند میتواند کام جمع انبوهی را تلخ کند: زندگی روزمره آبستن ضدِ خویش است و بداهت آن در چشمبههمزدنی بههم میریزد. همه چیز از دل زندگی برمیخیزد و ورای آن چیزی وجود ندارد. با وقوع هر رخداد و بههمریختن سیر طبیعیِ امور، روزمرگی از نو آغاز میشود و خودِ آن رخدادِ منهدمکننده بهتدریج بخشی از امر روزمرۀ جدید میگردد.