سعادتآباد کجاست؟ نشانهشناسی گفتمانی فیلم «سعادتآباد» ساخته مازیار میری
نویسندگان
1 استادیار
2 کارشناس ارشد زبانشناسی، دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.22059/jsal.2017.62254چکیده
دهة هشتاد برای سینمای ایران دهة چشمگیری بود، زیرا در آن فیلمهایی اکران شد که گفتمانهای موجود در جامعه را روایت میکردند. «سعادتآباد»[1] از فیلمهای سینمای ایران در اواخر دهة هشتاد است که برای آن نقدهای ژورنالیستی نوشته شده است، اما مطالعات نشانهشناختی و زبانشناختی موردی بر روی این فیلم انجام نشده است. این مقاله در پی پاسخ به این پرسشهاست که چه نظامهای معناییای در این فیلم بازنمایی شدهاند و نسبت این نظامها با گفتمانهای حاکم بر ایرانِ دهة هشتاد چیست. هدف آن است که از طریق پاسخ به این پرسشها بتوان هرچهبهتر به لحاظ نشانهشناختی و زبانشناختی گفتمانهای موجود در فیلم را که برآیندی از جامعه است، نمایان ساخت. در این مقاله از نظریة گفتمان لاکلا و موف و روش سهمرحلهای نشانهشناسی گفتمانی (سلطانی، 1393) استفاده شد تا گفتمانهای کلان اجتماعی و خردهگفتمانهای موجود در فیلم مشخص شود. با استفاده از این روش روشن شد که از میان گفتمانهای کلان سنت و مدرنیته که در جامعة کنونی ایران مشهود است این فیلم گفتمان مدرن را پوشش داده است. گفتمان پررنگ دیگر فیلم، روابط انسانی و میزان دوستی میان دو گروه موجود در فیلم یعنی دو گروه شخصیتی مرد و زن است. گفتمان بعدی نوع روابط مرد و زن و زن و شوهر است و حتی در بخشی از فیلم گفتمان والدین و فرزند را هم در برمیگیرد که هریک به تفصیل در متن آمده است.