مقایسه ابعاد فقهی عملیات استشهادی در نیروهای محور مقاومت با عملیات انتحاری تکفیری‌ها

نویسندگان

1 فاطمه انصاری (استاد مدعو، گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشکده الهیات، دانشگاه قم، قم، ایران، (نویسنده مسئول).

2 استادیار گروه فقه و حقوق اسلامی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ارومیه، ایران

3 استادیار گروه فقه و حقوق اسلامی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران

doi
چکیده

دفاع و مقاومت در برابر دشمنان و نحوه مواجهه با تهدیدات و پاسخگویی به آنان از موضوعات محوری در عرصه فقه سیاسی در اسلام به شمار می­رود. برخی بهره­گیری از هر روش خشونت­باری برای شکست دادن دشمن را توجیه می­کنند و برخی دیگر نیز با استناد به حق دفاع مشروع و لازمه دفاع از کیان اسلامی، شرایط و معیارهایی برای عملیات نظامی در نظر می­گیرند. مصادیق این گروه‌ها  به ترتیب گروه‌ها ی تکفیری با بهره­گیری از عملیات انتحاری هستند و گروهی دیگر محور مقاومت هستند که با استناد به عملیات استشهادی، مقاومت و دفاع در برابر تجاوز خارجی را نمی­پذیرند و خواهان مقابله با آن هستند. سؤالی که مطرح می­شود این است: دیدگاه فقه اسلامی نسبت به عملیات استشهادی در نزد گروه‌ها ی محور مقاومت و عملیات انتحاری تکفیری ها چگونه است؟ پاسخی که می‌توان به این سؤال داد این است که استدلال گروه‌ها ی تکفیری که با استناد به هر روش تروریستی خود و دیگران را به هلاکت می­رسانند، منجر به عملیات تروریستی می­شود و قابل پذیرش نیست. اما محور مقاومت برای حفظ جان خود و دیگران و تنها در شرایطی که مورد تهاجم و تجاوز دشمن قرار گیرند، از عملیات استشهادی بهره می­برند. روش مورد استفاده در پژوهش حاضر، توصیفی-تحلیلی است که با بهره­گیری از منابع فقهی به شیوه استنباطی صورت می­گیرد.