رویکرد انتقادی به سند برجام براساس مدل فراگفتمانی هایلند (2005

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان شناسی همگانی، دانشکده علوم انسانی، واحد مرودشت، دانشگاه آزاد اسلامی، مرودشت، ایران

2 استادیار گروه زبان شناسی، دانشکده علوم انسانی، واحد مرودشت، دانشگاه آزاد اسلامی، مرودشت، ایران، نویسنده مسؤول،

3 استادیار گروه زبان شناسی، دانشکده علوم انسانی، واحد مرودشت، دانشگاه آزاد اسلامی، مرودشت، ایران،

doi
چکیده

پژوهش حاضر از چارچوب نظری فراگفتمانی هایلند برای تحلیل تعامل میان متن برجام و دیدگاه‌های مرتبط با آن پردخته شده است. مطابق با این الگو یک متن می‌تواند ابزارهای فراگفتمانی آن صرفاً واژه نباشد و نویسنده ممکن است از یک گروه، بند یا حتی جمله برای ابزار فراگفتمانی خود استفاده کند، بخصوص اگر متن در حوزه سیاست باشد از واژه فراتر رفته و جمله را در بر می‌گیرد. سؤالی که مطرح است اینکه نگرش­های یقین‌نما و تردید نما چگونه دیدگاه‌ها نسبت به برجام را به عنوان یک سند بین‌المللی تحت تأثیر قرار می‌دهد؟ یافته­های پژوهش نشان می­دهد که فراوانی نگرش یقین‌نما از ابزارهای فراگفتمانی در کل پیکره بیش از سایر متغیرهای کلامی بوده است، و همچنین یافته‌ها در دو گروه منتقدان زن و مرد از حیث فراوانی ابزارهای فراگفتمانی در نقدهای مردان بیش از زنان بوده است و به این ترتیب رویکرد جنسیت­گرا در خصوص زبان و کاربرد ان نیز تقویت می­گردد، و همچنین بیش از این که به طرفین سند و توافقنامه توجه شود به متن سند توجه کامل شد و با وجود اینکه نگرش یقین‌نما درصد فراوانی بیشتری را به خود اختصاص داده است، اما در عمل و واقعیت نتیجه‌ای معکوس داده است. روش مورد استفاده در پژوهش حاضر، ترکیبی از روش کیفی و کمی است.