وزندهی بهینه به سؤالها و خرده آزمونهای ورودی برای ساخت نمره کل ترکیبی
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه تهران
2 کارشناس ارشد پژوهشی مرکز تحقیقات، ارزشیابی، اعنبارسنجی و تضمین کیفیت آموزش عالی سازمان سنجش آموزش کشور
3 عضو هیأت علمی سازمان سنجش آموزش کشور
doi
چکیده
این تحقیق به منظور وزندهی بهینه به خرده آزمونها و سؤالهای آزمون سراسری برای ساخت نمره کل ترکیبی انجام شده است. هدف نهایی این تحقیق پایین آوردن خطای اندازهگیری نمره کل ترکیبی بر اساس نظریه کلاسیک آزمونسازی بود. وزندهی در سه سطح صورت گرفته است نخست آزمون سی سؤالی چهارگزینهای حساب دیفرانسیل که نمونه آن 3409 نفر بود بر اساس وزندهی در سطح گزینههای سؤال (درصد محبوبیت گزینهها، نمره فرمولی) و در سطح سؤال (سرجمع ساده بدون وزن یا وزن مؤثر سؤال، وزن عاملی سؤال و وزن دشواری سؤال) وزندهی شدهاند. همچنین در سطح خرده آزمون یک مجموعه آزمون سراسری دستیاری پزشکی با پنج خرده آزمون با طول برابر شش سؤال که نمونه آن 3572 نفر بود نیز به روشهای مختلف (متوسط ضریب همبستگی پیرسون، وزن عاملی و ضرایب رگرسیون) وزندهی شدهاند. به علاوه یک مجموعه آزمون دستیاری پزشکی دیگر با طول خرده آزمونهای نابرابر به ترتیب 45، 26، 24، 6 و 6 سؤال که در بین گروه 3638 نفری اجرا شده بر اساس وزن مؤثر خود خرده آزمونها (بدون وزن) مورد بررسی قرار گرفته است. این تحقیق نشان داد که روش نمره فرمولی بیشترین واریانس خطا را نسبت به دیگر روشها تولید میکند. تنها وزندهی بر اساس دشواری سؤال میتواند رتبهبندی افراد را به نفع افراد شایستهتر تغییر دهد و دیگر روشهای وزندهی برای افزایش پایایی رضایت بخش نیستند و ضریب پایایی آزمون در همان ابتدا تحت تأثیر سؤالهای خوب و خرده آزمونهای خوش ساخت با طول بهینه است.