تحلیل روابط علی و معلولی عوامل موفقیت شتابدهنده‌های شرکتی با استفاده از روش دیمتل: رویکردی کاربردی برای مدیریت نوآوری

نویسندگان

1 گروه سازمانی، دانشکده کارآفرینی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 گروه کسب و کار جدید، دانشکده کارآفرینی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

3 گروه کسب و کار جدید، دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران،تهران، ایران

4 گروه کسب و کار جدید، دانشکده کارآفرینی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22059/jed.2025.391154.654498
چکیده

هدف: شتابدهنده‌های شرکتی به عنوان ابزاری استراتژیک برای تسریع نوآوری و رشد استارتاپ‌ها در سازمان‌ها شناخته می‌شوند. شتابدهنده‌ها که به‌عنوان برنامه‌هایی هدفمند طراحی می‌شوند، به سازمان‌ها کمک می‌کنند تا فرآیندهای توسعه و رشد کسب‌وکارهای نوپا (استارتاپ‌ها) و همچنین واحدهای داخلی نوآور را تسریع کرده و با استفاده از این نوآوری‌ها ارزش افزوده ایجاد کنند. شتابدهنده‌های سازمانی نه تنها به عنوان یک مکانیزم تسریع نوآوری عمل می‌کنند، بلکه بستری مناسب برای بهبود فرآیندهای تجاری و فناوری فراهم می‌نمایند. موفقیت این برنامه‌ها تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار دارد که نیازمند شناسایی و اولویت‌بندی دقیق هستند. هدف از این پژوهش بررسی و اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر موفقیت شتابدهنده‌های شرکتی می‌باشد.روش: این پژوهش با استفاده از رویکرد تصمیم گیری چندشاخصه دیمتل انجام شده است. دیمتل برای شناسایی و تحلیل روابط علت و معلولی بین عوامل مختلف در سیستم‌های پیچیده استفاده می‌شود. برای این منظور، ابتدا ۱۴ معیار مؤثر بر موفقیت شتابدهنده‌های سازمانی از طریق مرور ادبیات و نظرسنجی از ۸ خبر و مدیر شتابدهنده‌های سازمانی ایران در حوزه شتابدهنده‌ها که با روش گلوله برفی انجام گرفت شناسایی شدند. سپس با استفاده از روش دیمتل، روابط علت و معلولی میان این معیارها مورد تحلیل قرار گرفت و نتایج آن به صورت کمی ارائه شد. این روش به ما این امکان را داد تا عوامل کلیدی که بیشترین تأثیر را در موفقیت شتابدهنده‌ها دارند شناسایی شوند و به صورت دقیق‌تری به تحلیل تأثیرگذاری و تأثیرپذیری هر یک از معیارها پرداخته شود.یافته‌ها: نتایج نشان داد که از بین این عوامل سه عوامل”فرآیند ارزیابی و انتخاب استارتاپ‌ها”، ”تیم درگیر در برنامه شتابدهی” و ”انتخاب منتورهای مناسب” از جمله مهم‌ترین عوامل تاثیرگذار در موفقیت شتابدهنده‌ها هستند. در حالی که ”تعداد منتورهای درگیر” و ”عملکرد شرکای تجاری” به عنوان عوامل تأثیرپذیر تحت تاثیر عوامل تاثیرگذار شناخته شدند.نتیجه: این پژوهش با شناسایی و اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر موفقیت شتابدهنده‌های سازمانی به مدیران و تصمیم‌گیرندگان این حوزه کمک می‌کند تا بتوانند با تمرکز بر عوامل کلیدی، برنامه‌های شتابدهی خود را بهینه‌سازی کنند و در نهایت به افزایش نرخ موفقیت استارتاپ‌ها و تحقق اهداف نوآوری سازمانی دست یابند. همچنین، راهکارهایی مدیریتی و عملیاتی برای بهبود عملکرد شتابدهنده‌ها پیشنهاد شده است. با توجه به نتایج این پژوهش، پیشنهاد می‌شود که مدیران شتابدهنده‌های سازمانی به چند جنبه کلیدی توجه بیشتری داشته باشند. نخست، لازم است که فرآیند ارزیابی و انتخاب استارتاپ‌ها به صورت دقیق و چند مرحله‌ای انجام شود تا بهترین تیم‌ها برای ورود به برنامه شتابدهی انتخاب شوند. همچنین، تقویت تیم‌های اجرایی و آموزش آنها می‌تواند به بهبود کارایی و اثربخشی برنامه‌های شتابدهی کمک کند. در همین راستا، استفاده از منتورهای با تجربه و متخصص در هر صنعت می‌تواند نقشی حیاتی در هدایت و رشد استارتاپ‌ها ایفا کند. به علاوه، ایجاد سیستم‌های بازخورد منظم و دوره‌ای می‌تواند به شتابدهنده‌ها کمک کند تا فرآیندهای خود را بهبود بخشند و در صورت لزوم تغییرات لازم را در برنامه‌های خود اعمال کنند.