بازپژوهشی در تضعیف حمّاد بن عیسی از سوی اهل سنت
نویسندگان
1 استاد گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه ایلام، ایلام ،ایران
2 دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث دانشگاه ایلام، ایلام، ایران
doi
10.22052/hadith.2021.242031.0چکیده
مبحث جرح و تعدیل در علم رجال یکی از مباحث مهم است که اهمیت آن بهویژه در علم حدیث، نمود فراوانی مییابد؛ بهنحوی که در بررسی صحت و سقم یک روایت، هر اندازه که درجۀ اعتبار سند آن روایت بالاتر باشد به همان میزان احتمال پذیرش و نیز دور ماندن آن از آسیبهای حدیثی(از قبیل جعلی و موضوع بودن و ...) افزایش مییابد. راویان فراوانی از سوی رجال اهل سنت تضعیف شدهاند که به تبع این تضعیفات، تعداد فراوانی از احادیث صحیح، از درجه اعتبار ساقط شده و به مرتبۀ پایینتری از اعتبار تنزّل یافتهاند. بسیاری از این تضعیفات به دلایلی از قبیل تعصب در مذهب، سختگیری و مشدّد بودن و مسائلی از این قبیل است. مقال حاضر بر آن است تا با استفاده از منابع کتابخانهای و نرمافزاری، چگونگی اعمال جرح مبهم در مورد حمّاد بن عیسی که صرفاً بهسبب اعمال جرح مبهم بر وی، تضعیف شده است را بررسی نموده و با توجه به غیرقابل پذیرش بودن جرح مبهم از سوی خود اهل سنت، تضعیف آنها بر این راوی را مردود شمرده و موثق بودن این راوی را اثبات نماید و امکان تعمیم این مبحث در مورد راویان فراوان دیگری که از سوی اهل سنت با همین طریقه تضعیف گردیدهاند نیز محتمل بداند بهنحوی که این تعمیم، لزوم بازنگری در برخی جرح و تعدیلهای اهل سنت الزامی مینمایاند.