بررسی ریشههای جامعه شناختی بزهکاری کودکان در ایران و رویکردهای جمهوری اسلامی ایران در مقابله به آن
نویسندگان
1 استادیارگروه الهیات و معارف اسلامی، رشته فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد زاهدان، ایران (مسئول مکاتبات)،
2 دانشجوی دکتری، گروه الهیات و معارف اسلامی، رشته فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد زاهدان، ایران،
3 استادیارگروه الهیات و معارف اسلامی، رشته فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد زاهدان، ایران،
doi
چکیده
مقاله حاضر به بررسی ریشههای جامعهشناختی بزهکاری کودکان در ایران و رویکردهای ج. ا.ایران در مقابله به آن میپردازد. این پژوهش میکوشد تا ضمن شناخت ریشههای مطالعه شده در بزهکاری کودکان، به این پرسش پاسخ دهد که دولت جمهوری اسلامی ایران چه رویکردهای را برای مقابله با بزهکاری کودکان اتخاذ نموده است و اصولا این رویکردها تا چه اندازه به ریشههای شناخته شده توجه دارند؟ نتیجه تحقیق حاکی از این واقعیت است که رویکردهای جمهوری اسلامی ایران به دو شکل عام و خاص قابل شناسایی هستند. در رویکرد عام، کلیه کودکان مورد توجه دولت می باشند، در حالی که دولت در رویکرد خاص، گروه کودکان بزهکار را مورد توجه قرار میدهد. رویکردهای دولت در ارتباط با کودکان بزهکار، معطوف به ریشههای جامعه شناختی است و در این زمینه، نوعی حرکت از سیاست های اصلاحی و تادیبی به سمت سیاست های ترمیمی و تربیتی قابل مشاهده است. این مقاله با روش توصیفی و تحلیلی و جمعآوری دادههای اسنادی و کتابخانهای و نیز با بازنگری در قوانین مربوطه تهیه شده است.